امیر رفت، اما حرف های ‌بسیاری باقی است!
امیر رفت، اما حرف های ‌بسیاری باقی است!

در دنیای حرفه ای فوتبال مربیان‌بزرگی‌را می شناسیم ،که علیرغم تجربه و توانایی والا با بن بست تیمی مواجه و علیرغم شایستگی حکم اخراجشان صادر می شود،اما شناخت دلایل افول و نزول سپاهان و نقش قلعه نوعی در این yزمینه نیاز به تحلیل و واکاوی بیشتری دارد.

فوتبال ایران امیر قلعه نوعی را به عنوان فنی ترین و تاکتیکی ترین مربی کشور می شناسد.
او این توانایی را در سنوات گذشته به رخ کشیده و همگان او را در قامت یک راهبر واقعی که با تفکرات مقابله گرایانه خود نتایجی شگرف را رقم زده است می شناسیم و..
اما ،چگونه است که تیمی مانند سپاهان با آن بضاعت و ظرفیت ایده آل و داشتن بهترین مربی باشگاهی،با بن بست مواجه می شود؟
تیم‌امیر و شهر محبوب دیار صفاهان در نیم فصل چهره ای آرمانی داشت،تیمی یکدست و منسجم که همگان از نمایش بازیکنان آن لذت می بردند.
همانگونه که در نوشتار قبلی به آن اشاره کردیم،افول و نزول وحشتناک سپاهان از تعطیلات نا به هنگام به دلیل شیوع کرونا آغاز و از بازی خبر ساز و انجام نشده با پرسپولیس آستارت خورد.
وقایع تلخ این دیدار باعث بروز مشکلات فنی،روحی و برخی اختلافات درون گروهی در سپاهان شد.
بعد از آن رخداد و بازنده شدن سپاهان ،معادلات به یک باره به زیان امیر رقم خورد.
برخی تحرکات در پشت پرده رخ نمود و انسجام تیمی از هم پاشید.
این دو دستگی و از دست رفتن اتحاد و همبستگی،برای امیر و دستیارانش ملموس بود.او برای فائق آمدن با این مهمان ناخوانده تلاش بسیاری داشت و برای درمان اوضاع نامناسب تاکتیکی تیمش، تا پای جان تلاش کردو جنگید،اما انگار بیماری امیر به کل تیم سرایت کرده بود.
در چند دیدار گذشته و به ویژه در پیکار دیشب ،سپاهان به لحاظ شکل تیمی بی قواره، و بی انگیزه و به لحاظ روحی و روانی به شدت تضعیف شده نشان داد.
آنها یک پیش باخته به تمام معنا بودند و برای دسترسی به هدف طرحی و برنامه ای نداشتند.
به لحاظ فنی اعتقاد داریم پس از آسیب دیدگی ولسیانی و ایران پوریان در خط دفاع و دور شدن طیبی و سعید آقایی از شرایط آرمانی شاهد یک آشفتگی و ناهماهنگی محض در فاز تدافعی در تیم‌سپاهان بودیم.
جابه جائیهای مکرر قلعه نوعی در این جناح هم اثر بخش نبودو مشکلات دفاعی کار دست سپاهان و او داد.
ایراد دیگری که به قلعه نوعی وارد است به خدمت گرفتن نفرات بی شمار در خطوط میانی و حمله بود.
عناصری به شدت تهاجمی در مرکز میدان که به بازی تدافعی و فیزیکی و درگیرانه تمایلی نشان نمی دادند.
نگاهی به شکل و فرم بازی حسینی،کیانی ،محبی،کومان ،رضا میرزایی، نور افکن ،سروش رفیعی و…به خوبی این نقیصه را آشکار می سازد.
این نفرات تابع بازی هجومی هستند و با بازی فیزیکی به ویژه در مرکز میدان میانه ای ندارند.
این ضعف عمده در بازی با استقلال به وضوح نمایان بود و سپاهان در ضد حملات بسیار شکننده و کم تعداد بود.
گویی حریف از نفرات بیشتری سود می برد و با اولین یورش، شیرازه دفاعی سپاهان از هم می پاشید و مانند پنیر سوئیسی باز می شد و..
این جور نبودن جنس سپاهان مولود تفکرات قلعه نوعی است که بر خلاف گذشته،برای رفع آن تدبیری نداشت و عاقبت با آنها به آخر خط رسید.
گویی امیر متن استعفا را از پیش تهیه کرده بود و این شرایط ناهمگون را با تمام وجود لمس می کردو…
در کنار این مسائل آنچه که امیر را از دو سه هفته پیش رنج می داد،سایه حضور محرم‌نوید کیا در سپاهان و حمایت طیفی از مدیران باشگاه و لیدرها و هواداران از این بازیکن قدیمی بود.
این اختلافات داخلی آخر الامر بلای جان او شد و امیر را به خط پایان هدایت کرد.
پیش از آن هم حسین فرکی در سپاهان دچار مخمصه شد و از جریان حامی نوید کیا و دخالتهای پشت پرده او لطمه دید و لاجرم به استعفا متوسل شد.
حیف است این تیم ریشه دار و توانا به لحاظ امکانات نرم‌افزاری و سخت افزاری دچار مشکلات داخلی شده و از مسیر اصلی دور شود.
مدیران و دست اندرکاران باشگاه برای رفع این نقیصه باید اقدامی عاجل داشته باشند و اجازه ندهند این تیم خوب و شایسته کشور در گرداب مسائل حاشیه ای گرفتار شود.

  • نویسنده : احمد میرزاییان