حسن روشن، نیاز به معرفی ندارد. غزال تیزپای دهه 50 و 60 فوتبال ایران، مردی بازمانده از تیم تاریخی فوتبال ایران، مردی که فوتبال امارات مدیون سازندگی اوست. مردی که همچون امیرکبیر بنیانگذار مدرسه فوتبال در ایران بود و همچنان غم سازندگی دارد.

فوتبالباز بزرگی که هنوز هلندی ها، اسکاتلندی ها و حتی پرویی های حاضر در جام جهانی ۱۹۷۸ از او به نیکی یاد می کنند.
حسن روشن، از نسل بزرگان فوتبال ماست، مردانی که همواره نام نیک و ماندگار دارند.
روز گذشته فرصتی دست داد تا با ایشان گپ و گفتی دوستانه داشته باشیم. گفت و گویی پیرامون فوتبال و البته استقلال. گفته های این مرد نام آور استقلال را بخوانید:
درباره مربیان خارجی که تازه به استخدام فوتبال ما در آمده اند نظر خاصی ندارم چون آنها را نمی شناسم. فقط می گویم اگر اینها خیلی خوب هستند چرا دو سال گذشته بیکار بودند؟ نمی فهمم! بستن قرارداد در منزل این و آن خارج از دفتر باشگاه با بازیکن یعنی چه؟ این صیغه از کجا در ورزش ما باب شده است؟ ما اگر قهرمان جام تخت جمشید می شدیم، مدیرعامل باشگاه را می دیدیم یعنی نمی شد به سادگی تیمسار خسروانی را دید حتی من به عنوان بازیکن تیم ملی طول عمرم در تیم ملی فقط دوبار آقای آتابای رئیس فدراسیون را دیدم اما الان بازیکن سوار باشگاه است و برای باشگاه بزرگی مثل استقلال تعیین و تکلیف می کند، به همین خاطر است که به قول آقای پروین وقتی می آیند در خیابان مردم آنها را نمی شناسند!
اگر می بینید نسلی از فوتبال هنوز قابل احترام هستند و بین مردم به نیکی از آنها یاد می شود به خاطر شخصیتی است که باشگاه به ما می داد. شخصیت امثال ما از باشگاه بزرگی به نام تاج بود اما شما ببینید امروزه چه کسانی بر باشگاه های ما حکمرانی می کنند. وقتی مدیران کوچک باشند، به خودی خود تیم و بازیکن هم کوچک می شود و خارج از مستطیل سبز شناخته شده نیستند.
ساختار فوتبال ما هنوز اشکال دارد، به همین دلیل شما می بینید کمیته فنی که باید قوی ترین ارکان هر باشگاهی باشد از جایگاه و اعتبار لازم برخوردار نیست چون قراردادی ندارند امروز می آیند و فردا می روند.
کمیته فنی به درستی در فوتبال ما شکل نگرفته به همین خاطر ( به اون میگن کشک! ) در حالی که کمیته فنی در همین کشورهای عربی معنا دارد، آنها بزرگترین مربیان را به چالش می کشند. صحبت از الان نیست در سال ۲۰۰۰ هم آنها در باشگاه های خود کمیته فنی داشتند و این کمیته اختیار داشت، مربی و بازیکن انتخاب می کرد.
قبل و بعد از بازی، برنامه تاکتیکی مربی را مرور و آنالیز می کرد اما اینجا به خاطر مسائلی که گفتم از کمیته فنی استفاده نمی شود.
قبول دارم که اعضای کمیته فنی هم مهم هستند و مربی باید بداند به چه کسی باید پاسخگو باشد اما اجازه بدهید که خاطره تعریف کنم. همان روزهایی که شما و گروه دیگری از فوتبالی ها مخالف کی روش بودند رفته بودم فدراسیون فوتبال برای کاری در دفتر دکتر اسدی، دبیر کل فدراسیون فوتبال، اتفاقا همزمان شده بود با تشکیل جلسه کمیته فنی! معینی، محصص و چند نفر دیگر…، کی روش هم رسید. دکتر اسدی که خودش بازیکن و کاپیتان تیم ملی بود و به زبان انگلیسی هم تسلط داشت سوالاتی از کی روش کرد که رنگش شد زرد و قرمز و مرتب هم آب می خورد و چند بار هم رفت دستشویی! بعد که برگشت گفت من حالم خوب نیست و باید بروم که آقای اسدی گفت از ۸ لیوانی که آب خوردید مشخص است، در واقع کمیته فنی اینطور مربی را به چالش می کشد، آن هم یکی مثل کی روش را! (البته همین کارها باعث شد دکتر اسدی را عوض کنند).
حالا شما آن کمیته فنی را با کمیته فنی باشگاه ها مقایسه کنید. کمیته ملی که اعضای آن قرارداد ندارند و مصلحتی انتخاب می شوند. چه انتظاری از این کمیته دارید؟ نتیجه این می شود مربی را دعوت می کنند. در جلسه می آید، با زبان خودش به اعضای کمیته می گوید: شماها آشغالید..! جالب است که اعضای کمیته حتی معنی توهینی که با زبان اصلی به آنها شده بود نمی دانستند، بعد شما انتظار دارید چنین کمیته ای درباره مربی، تاکتیک های او و انتخاب بازیکن نظر بدهد؟ چنین کمیته ای نبودنش بهتر از بودن است!
حرف های زیادی برای گفتن دارم، حرف حق می زنم و حرف حق هم تلخ است، خیلی ها بر نمی تابند، پس همان بهتر که امثال من کمتر صحبت کنیم تا آقایان با خیال راحت اسبشان را بتازند.
اساسا مخالفتی با کمیته، شرکت یا هر چیزی که در مورد پیشکسوتان اسمش را بگذارند، ندارم، اما درباره نحوه و روش این کمیته ها حرف دارم.
مثلا من یکی، دوبار به دعوت آقای اولیایی رفتم در جلسه پیشکسوتان، قصدم خدمت و همکاری بود اما وقتی در طرف راست و چپ آقای اولیایی نفراتی را دیدم که قرار است آنها برای پیشکسوتان استقلال تصمیم بگیرند، از خودم بدم آمد. از رفتنم پیشمان شدم چون معتقدم استقلال خیلی بزرگتر دارد. خیلی افراد موجه، مثل هادی نراقی و خیلی های دیگر اما شما ببینید چه کسانی در کنار آقای اولیایی دارند تصمیم گیری می کنند.

  • نویسنده : مجید سعیدی