سرخپوشان تبریزی این فصل شرایط خوبی را در لیگ برتر دارند و صدرنشین این رقابتها هستند. آنها می خواستند که با پیروزی در این دیدار و صعود به مرحله بعدی رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا سطح دو، تا فینال پیش بروند و با قهرمانی در این مسابقات، سهمیه فصل بعدشان را برای حضور در لیگ نخبگان آسیا رزرو کنند.
شاگردان دراگان اسکوچیچ در بازی رفت که در ورزشگاه یادگار امام تبریز برگزار شد، مقابل رقیب سعودی شان تن به تساوی دادند و گمان می کردند که در دیدار برگشت با وجود میهمان بودن، کار چندان دشواری مقابل حریف خود ندارند و می توانند به آسانی از پس حریف بر بیایند.
اما سرنوشت همیشه هم مطابق حدس و گمان پیش نمی رود و گاهی اوقات به گونه ای انسان را زمینگیر می کند که فکرش را هم نمی کنیم. درنهایت این بازی تراکتور در ضربات پنالتی مقابل التعاون متحمل شکست شد و از دور رقابتها کنار رفت.
حال چند نکته از بازی شب گذشته تراکتور وجود دارد که به آن می پردازیم:
۱_ دستکم گرفتن حریف توسط کادرفنی و بازیکنان تراکتور
۲_ عدم دقت کافی بازیکنان هنگام ضربات پنالتی که به ضربات مرگ معروف است و بازیکنی که می خواهد پشت توپ بايستد، باید علاوه بر داشتن جسارت؛ تمرکز و دقت کافی را هم برای زدن ضربه داشته باشد.
۳_ تصمیم اشتباه کادرفنی در انجام تعویض های تراکتور و خارج کردن بازیکنانی مثل مهدی ترابی و ریکاردو آلوز که هر دو در کارهای ایستگاهی و پنالتی می توانند با استفاده از توانایی هایشان، به تیم کمک کنند.
۴_ عقب کشیدن تیم و انتظار برای رفتن بازی به ضربات پنالتی در صورتی که تیمی مانند تراکتور که صدرنشین لیگ برتر است، باید در ۹۰ دقیقه حتی با وجود فشار تماشاگران حریف، کار رقیب خود که در رده هشتم جدول لیگ عربستان قرار دارد را یکسره کند و نسخه اش را بپیچد.
۵_ اجازه زدن ضربه پنالتی به بازیکنی مثل مهدی شیری که تجربه زیادی برای این برهه حساس ندارد و قرار گرفتن او پشت ضربه پنالتی را می توان دلیل اصلی شکست تراکتور عنوان کرد چراکه بعد از خراب کردن پنالتی، به طور حتم روحیه تیم از هم پاشیده می شود و دیگر انگیزه زیادی برای بازیکنان باتجربه ای مانند علیرضا بیرانوند که می توانند با مهار پنالتیهای حریف و شجاع خلیل زاده به تیم کمک کنند، باقی نمی ماند.
حالا تراکتور تنها یک شانس برای صعود به لیگ نخبگان دارد آن هم قهرمانی در لیگ برتر است وگرنه باید در پلی آف این رقابتها، برای صعود و کسب سهمیه تلاش کند.
نویسنده: امیرحسین موسی رضا