وحید امیری و سیدحسین حسینی نمونه های بارز این صحبت هستند. بازیکنانی که سالها با تمام وجودشان برای سرخابی ها به میدان رفتند. جنگیدند، عرق ریختند، با بردها و باخت های تیمشان همراه بودند و ئل هواداران را بدست آوردند. اما وقتی نوبت به خداحافظی و جدایی آنها از این دو باشگاه رسید، چیزی جز بی مهری و سکوت مدیران نصیبشان نشد.
امیری که در مواقع حساس با گلهایی که زد و تلاشهایی که از جانش برای پرسپولیس مایه گذاشت، انتظار داشت که حداقل اگر مربی تمایلی برای تمدید با او تدارد، یک مراسم تقدیر کوتاه و باشکوه برایش برگزار شود. اما نه خبری از مراسم بود و نه خبری از یک پیام گرم خداحافظی از سوی هواداران، بلکه تنها برای امیری تنها یک اطلاعیه کوتاه جدایی زدند و او با نوشته ای که از خود منتشر کرد، با دلخوری از سرخپوشان پایتخت جدا شد.
آن طرف هم سیدحسین حسینی کاپیتان آرام اما پرکار استقلال که سالها مانع شکست تیم شد و نقش مهمی در قهرمانی جام حدفی فصل گذشته این تیم داشت و از معدود مهره های خوب آبی پوشان پایتخت در فصل قبل بحرانی استقلال بود. او وقتی از جمع آبیها جدا شد، نه از سوی باشگاه و نه از سوی طرفداران تقدیری به عمل نیامد و تنها با یک خبر رسمی، او از جمع استقلالیها کنار رفت.
این داستان فقط غمانگیز نیست، بلکه نشانه ای از کمتوجهی مدیران و بیاحساسی هواداران نسبت به وفاداری واقعی است. کاپیتانهایی که با جان و دل برای تیم جنگیدند، وقتی منتظر حداقل یک تقدیر کوتاه برای خداحافظی بودند، تنها ماندند.
این موضوع درحالی رخ می دهد که در باشگاه های اروپایی هنگامی که زمان خداحافظی یک بازیکن وفادار به آن باشگاه فرا می رسد، مدیران و هواداران آن تیمها برای آن بازیکن سنگ تمام گذاشته و حتی در بیرون ورزشگاه هم دست از سر او از بابت استقبال و تشویق بر نمی دارند.
هواداران سرخابی ها شاید هنوز خاطرات گلهای امیری و واکنشهای نجات بخش حسینی را به یاد دارند، اما جای تقدیر رسمی و احترام باشگاه همیشه خالیست.
فوتبال ما باید یاد بگیرد که وفاداری و تلاش هیچگاه نباید در سکوت ناپدید شود، چه در اوج و چه در خداحافظی.
نویسنده: امیرحسین موسی رضا