شنبه پانزدهم آذر ماه
تیم های عربی، هر روز بهتر از دیروز

اطمینان نا به جا به مربیان بی کیفیت

چند سالی است که بعضی از کشورهای خاورمیانه مانند عربستان و قطر بیشتر روی ورزش به ویژه فوتبال سرمایه گذاری کرده اند و درحال حاضر از آن چیزی که کاشتند، برداشت می کنند.

 برای نمونه کشور عربستان با جذب ستارگانی مانند کریستیانو رونالدو، نیمار، کریم بنزما، یاسین بونو، فرانک کسیه، فیرمینو و اوبامیانگ و مربیان بادانشی مثل ماچینی قهرمان اروپا و پیولی قهرمان ایتالیا دست دیگر حریفان را از پشت بسته اند و نتیجه آن را هم در لیگ نخبگان آسیا امسال مشاهده می کنیم که هر سه تیم بالانشین جدول رقابتها از کشور عربستان هستند که می توان دلیل این اتفاق را دلارهای بی شمار عربی دانست چون آنها ی دانند که کدام بازیکن و مربی را به کشور خود بیاورند البته این نکته ناگفته نماند هرچند که این موضوع به طور قطع روی تیم ملی عربستان هم اثرگذار است زیرا آنها موفق شدند تنها شکست تیم ملی آرژانتین قهرمانی جام جهانی قطر را رقم بزنند اکنون نمی توان گفت که تیم ملی شان خوب نیست چون آنها در مقدماتی جام جهانی با تیمهای قدرتمندی مثل ژاپن، بحرین و استرالیا همگروه هستند و طبیعی است که مقابل این تیمها به ویژه ژاپن با آن سرعت و تکنیک کم بیاورند.

 اما به غیر از عرستان، قطر هم روی فوتبال خود سرمایه گذاری ویژه ای کرده است آنها برخلاف عربستان که با جذب ستارگان میلیون دلاری به اینجا رسیدند، با پرورش بازیکنانی مثل اکرم عفیف توانستند اسم خود را بر سر زبان ها بیاندازند آنها موفق شدند دو قهرمانی توالی در جام ملتهای آسیا کسب کنند و میزیانی جام جهانی و جام ملتها را از آن خود کنند هرچند که هیچ کدام از بازیکنان کشور قطر بومی نیستند و بیشتر از کشورهای نه چندان نامدار آفریقایی و آسیایی هستند اما همین بازیکنان اهل کشورهای گمنام اکنون افتخارات باشگاهی و ملی زیادی را یدک می کشند بااینکه آنها مانند عربستان تیمهای پرافتخار زیادی ندارند و فقط دو تیم السد و الدحیل در این کشور اسم و رسم دارند و مابقی تیمها مانند الغرافه افتخار چندانی ندارند و تنها عنوان آنها قرار گرفتن در جمع تیمهای حاضر در لیک نخبگان آسیا است ولی باز هم تیم ملی کشورشان قهرمان دو دوره آسیا محسوب می شود و درحال حاضر هم تیم السد یکی از تیمهای قطری است که صعود خود را مسجل کرده.

حال سوال اینجاست که چرا باشگاه های ایرانی که زمانی برای خود به قول معروف برو بیا داشتند و اسمشان لرزه بر تن حریفان می انداخت، چندسالی است موفق نشدند مانند تیمهای عرستانی آنچنان که باید، بدرخشند و فقط پرسپولیس در این هفت سال، دو مرتبه به فینال لیگ قهرمان آسیا صعود کرده اما در آنجا موفق به کسب عنوان قهرمانی نشده است هنوز مدت زیادی از زمانی که تیمهای عربی از مصاف با نمایندگان ایران واهمه داشتند، نگذشته است و مشخص نیست که امروزه چه بر سر تیمهای ایرانی آمده است یادمان می آید وقتی تیم پرسپولیس قرار شد با الاهلی عربستان مصاف کند، مدیران آن باشگاه لرزه بر تنشان افتاد اما انگار امروزه نمایندگان ایران برای تیمهای عربی تبدیل به زنگ تفریح شده اند به گونه ای که حالا ما از مصاف با تیمهای عربی وحشت داریم به نظر می رسد این به دلیل کم کاری مسئولین باشگاه ها در جذب بازیکن و مربی باکیفیت است زیرا مربیانی که دیگر دوران اوجشان رو به اتمام است و نزدیک به بازنشستگی هستند، پا به فوتبال ایران می گذارند و بدون کسب هیچ موفقیتی و با دریافت مبالغ سرسام آور کشورمان را ترک می کنند و احتمالا با خود می گویند که ایران کشور خوبی بود چون توانستیم با تهدید کردن بابت شکایت، پولهای زیادی از آنها بگیریم و برای فراغت مکان خوبی است به آنجا بروید و پول بگیرید.

 آیا بهتر نیست به جای اطمینان به بازیکنان و مربیان بی کیفیت، به هموطنان خود اعتماد کنیم که مانند قطر بتوانیم از جوانها ستاره بسازیم چون ما که نمی توانیم ستارگان فوتبال جهان مانند رونالدو و نیمار را به فوتبالمان بیاوریم پس باید به فکر پرورش نسل جوان باشیم زیرا عوارض ناکامی تیمهای باشگاهی کشورمان گریبان گیر تیم ملی هم خواهد شد ضمن اینکه اگر هم قرار بر آوردن مربی خارجی باشد، بهتر است از دانش آنها برای هدایت رده های پایه استفاده شود تا جوانان ما بتوانند در آینده برای کشورمان افتخار آفرین باشند.

حالا باید دید کارتال در پرسپولیس چه عملکردی خواهد داشت آیا او مانند گاریدو منفور می شود یا مانند برانکو که آغازگر دوران سلطنت سرخپوشان در لیگ برتر بود، محبوب خواهد شد و سالهای سال در ذهن هواداران باقی خواهد ماند؟

نویسنده: امیرحسین موسی رضا