به صورت ناگهانی در دفتر پایگاه خبری البرز وروزنامه شوت ورزشی دیده شد. سالهاست که در آلمان زندگی می کند اما درحال رفت وآمد به تهران است.
حمیدرضازاده، بازیکنیکه سرخابی ها برای شکارش سرودست می شکستند، اما هرگز در فوتبال به حق نرسید.
شاید به جرات گفت که در ردیف اولین لژیونرها قراردارد.در فوتبال آلمان وسپس در استرالیا توپ زده است.اکنون که کفش هایش را آویخته در مسیر تهران ومونیخ در حال رفت وآمد است.دوست دارد به جوانان جنوب شهر از جایی که خودش فوتبال را شروع کرد کمک کند.نقش خیران فوتبال را به خود گرفته است.در پارک میثاق در مجاورت بازار بلور فروشان شوش برای جوانان بی بضاعت منطقه شوش زمین فوتبال وآکادمی با تمام امکانات به روز را تهیه کرده است تا منطقه فوتبال خیز شوش همچنان در حال رشد جوانان با استعداد باشد.با او گپ وگفت صمیمانه ای داشتیم که می خوانیم.
فوتبال خود را از جنوب تهران آغاز کردم. از تیم کارگران تهران.سپس بهتیم صنایع دفاع آمدم.ایستگاه بعدی من استقلال بود که بعد از شش ماه حضور در این تیم به دارایی تهران پیوستم که آن زمان مرحوم احمد طوسی سکان تیم دارایی را در اختیار داشت.از دارایی به فوتبال آلمان انتقال یافتم وبه عضویت تیم ترکی جو از دسته سوم در آمدم.به پیشنهاد باشگاه سن جرج استرالیا که در لیگ دسته اول قرار داشت با کمک کریم غیاثی به این تیم پیوستم.سه سال. در آن تیم در سطح بالا بازی کردم، اما پارگی رباط صلیبی مرا از فوتبال دور کرد وبه آلمان بازگشتم.
اشاره داشتم که فوتبال خود از ضعیف ترین منطقه تهران، حوالی شوش و دروازه غار آغاز کردم.از همه امکانات محروم بودیم. در رفت و آمد تهران _مونیخ متوجه شدم که آن ناحیه همچنان ضعیف باقی مانده وجوانان با استعداد سرگردان هستند. اصولا آن منطقه زمینه وارد شدن به هر کاری را دارد وخطر جوانان آن ناحیه را تهدید می کند.تصمیم گرفتم که با ایجاد خدمات انگیزه جوانان میل به ورزش را دو چندان سازم.گوشه ای از پارک میثاق را به زمین فوتبال تبدیل کردیم.آکادمی فوتبال دایر شد.ساختمانی را بنا کردیم که تمام امکانات به روز ورزش را در آن دایر کردیم.سالن ورزش، سالن کنفرانس، اتاق پزشکی، رختکن داوران، رختکن بازیکنان ،به اضافه کلیه وسایل ونیز نصب وسائل گرمایشی وخنک کننده ومحل دوش برای بازیکنان وهر آنچه که لازم دیده می شد به کار گرفته شد.تمامی اینان با هزینه شخصی صورت گرفته وجواب هم داده است.اکنون با چند خیر دیگر وارد گفتگو. شده ام که در بخش نگهداری این مجموعه وسایر مسائل کمک حال شوند، چون من همیشه در تهران نیستم از خیرین ودوستان کمک گرفته شده است.اکنون جوان جنوب شهری، خصوصا منطقه ما به مرز باور رسیده است وآنچه که ما در دوران جوانی از آن محروم بودیم، اکنون جوانان آن منطقه به آن دست یافته اند.
در مورد سوالتان که تفاوت فوتبال امروز ودیروز را جویا شده اید، باید گفت:در فوتبال امروز نظم،رشد، ترقی و سازماندهی دیده نمی شود.مانند یک شوی اداره می شود.در گذشته رشد فوتبال بر اساس یک سیستم حرکت داشت.اما حالا تنها چیزی که وجود نداردسیستم است.اگر سیستم باشد حتی در نوع ادبیات گفتاری تغییرات ایجاد خواهد اما امروز شاهد هستیم که بازیکنان حتی در ادبیات به نوعی صحبت می کنند که قامت ورزش نمی گنجد.متاسفانه در فوتبال خیلی عقب افتاده ایم.
برای قرار گرفتن در مسیر رشد از پایه باید آغاز کرد.هیات های فوتبال شهرستان ها می توانند نقش اساسی ایفا کنند.مدارس فوتبال را باید هیات های فوتبال اداره کنند.این چه سیستمی است که هرکس برای خودش مدرسه فوتبال دایر می کند.این پراکندگی خروجی ندارد، چون مدارس فوتبال محل کسب وکار شده وفساد رشد می کند.باید هیات های فوتبال با جمع آوری مربیان سازنده مدارس فوتبال راه اندازی کند تا اگر واماها ریشه کن شود.
در فوتبال باید کلیه درس ها را از پایه به بازیکنان آموخت.حتی درس احترام به بزرگتر ها.متاسفانه در فوتبال ما چنین چیزی وجود ندارد.در فوتبال آلمان تا زمانیکه فرانتس بکن بایر در قید حیات بود به او کاملا احترام می گذاشتند واز وی مشاوره گرفته می شود. اما در اینجا مشاهده شده است که برخی ها احترام بزرگ مرد فوتبال چون علی آقا پروین را هم نگه نمی دارم وبرای دیده شدن وبه شهرت رسیدند دست به تقلید صدای این شخص بزرگ فوتبال می زنند.این زشت ودر فوتبال آلمان شما هرگز چنین مواردی را مشاهده نمی کنید.
در مورد تیم ملی این انتقاد وجود دارد.تیم ملی پیر است.تا کی باید دلمان را به بازیکنان پیر وتمام شده مانند، جهانبخش وانصاری فرد وبازیکنان بالای ۳۰ سال خوش کرد.باید جوانان را باورد وفضای بازی دادن به آنهارا مهیا کرد.تیم کنونی برای جام جهانی ساخته نشده است بایدتغییرات را از همین امروز آغاز کنیم.صرف راهیابی به جام جهانی کافی نیست.
گفت وگو:اکبر عزیزی
