پنجشنبه بیستم آذر ماه
سردرگمی فنی و مدیریتی در سرخابی ها

از خصوصی سازی تا خصوصی سوزی

خصوصی‌سازی دو باشگاه پرطرفدار و ریشه‌دار استقلال و پرسپولیس، که همواره بخش جدایی‌ناپذیر فوتبال ایران بوده‌اند، سال گذشته در نهایت با امید به بهبود شرایط مالی، ارتقاء کیفیت فنی و رشد حرفه‌ای‌سازی ساختار دو باشگاه صورت گرفت.

 اما پس از حدود یک سال، زمان نشان داد که این واگذاری‌ها نه تنها به تحقق اهداف مورد نظر منجر نشد، بلکه مشکلات جدیدی نیز بر چالش‌های قدیمی دو باشگاه پرطرفدار فوتبال کشورمان افزوده است. در ظاهر، با ورود بخش خصوصی و افزایش منابع مالی، انتظار می‌رفت که این دو تیم بتوانند با جذب بازیکنان باکیفیت‌تر، و به‌کارگیری کادر فنی حرفه‌ای  در کنار بهبود زیرساخت‌ها، عملکرد قابل قبولی در عرصه‌ رقابت های داخلی و رقابت های لیگ نخبگان آسیا داشته باشند. اما واقعیت پیش رو تا به کنون چیز دیگری را نشان داد.

 

استقلال و پرسپولیس در ماه‌های گذشته و فصل‌ رو به پایان فوتبالی ، بارها و بارها با حاشیه‌های مدیریتی، تصمیمات غیرحرفه‌ای، تغییرات پیاپی در کادر فنی و عدم ثبات در ترکیب تیم مواجه شدند که همین امر مستقیماً به عملکرد نامطلوب فنی دو تیم در مستطیل سبز و نارضایتی هوادارانشان منتهی شده است.

 

به عبارت بهتر یکی از ضعف‌های اصلی این دو باشگاه در دوره خصوصی‌سازی، نبود استراتژی مشخص در مدیریت ورزشی بوده است. چراکه تصمیم‌گیری‌ها بیشتر تحت‌تأثیر هیجانات هواداری، فضای مجازی و فشارهای رسانه‌ای صورت گرفته تا تحلیل‌های تخصصی، علمی و مطابق با اصول رایج در فوتبال حرفه ای،

 

البته یک نکته مهم در خصوص عملکرد نامناسب و دور از انتظار دو تیم بزرگ فوتبال کشورمان به خصوص تیم استقلال با نتایج کابوس وارش در این فصل فوتبالی این است که باید گفت انتخاب اغلب‌ قریب به اتفاق مدیران دو باشگاه، صرفاً به‌دلیل ارتباطات خارج از فضای فوتبال صورت گرفته تا برخوردار بودن از تجربه کافی در بعد مدیریت ورزشی، که همین  موضوع سبب شده تا تصمیمات غیر اصولی و غیر حرفه ای در بعد مدیریتی اتخاذ شود و در کنار آن هزینه‌های کلانی هم صرف جذب بازیکنان یا مربیانی شود که حتی کمترین بازده قابل قبولی را در بعد فنی برای سرخابی های پایتخت به ارمغان نگذاشته اند.

 

در این بین یکی از مهمترین علل ناکامی های سرخابی ها را باید در فقدان برنامه‌ریزی بلندمدت برای پرورش بازیکنان جوان و تکیه بیش از حد به خریدهای پرهزینه جستجو کرد که هویت فنی این دو تیم با هواداران میلیونی خود را دستخوش بحران کرده است. لذا باید اذعان کرد که استقلال و پرسپولیس، به‌جای تبدیل شدن به باشگاه‌هایی حرفه‌ای با آکادمی‌های قوی، به بنگاه‌هایی تبدیل شده‌اند که بیشتر به خریدهای نمایشی و جذب بازیکنان بعضاً بی‌کیفیت و پر سر و صدا تکیه دارند.

 

در نهایت، باید گفت خصوصی‌سازی در فوتبال ایران تنها با انتقال مالکیت و تزریق پول محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند تحول عمیق در نگرش مدیریتی، ساختار سازمانی و استفاده از نیروهای متخصص است. در غیر این‌صورت، با این روش آنچه بیشتر به چشم می آید حرکت از خصوصی سازی به سمت خصوصی سوزی خواهد بود و حتی صرف برخورداری از تمکن مالی مناسب هم، نمی‌تواند تضمینی را برای رسیدن به موفقیت رقم زند مسئله ای را که در این فصل در تجربه دو باشگاه پر طرفدار استقلال و پرسپولیس تا به کنون دیده‌ایم.

نویسنده : آتور چهاربخشی