در دیدار تیم ملی فوتبال ایران مقابل افغانستان در چارچوب رقابتهای جام کافا، حضور بازیکنان شاغل در لیگ برتر خلیج فارس نقطه قوت امیر قلعه نویی برای چینش ترکیب در این بازی بود.
باوجود اینکه برخی از لژیونرهای مطرح فوتبال کشورمان، در این دوره از مسابقات غایب یا حتی نیمکت نشین بودند، ترکیب تیم ملی با استفاده از نفراتی که در لیگ برتر مشغول هستند، عملکرد نسبتا مطلوبی را از خود به نمایش گذاشت.
اینگونه چینش ترکیب از سوی قلعه نویی در مقابل حریفانی امثال افغانستان که نمی تواند لقمه دندان گیری برای فوتبال ایران باشد، توانست نمایشی هماهنگ و درخور تحسین توسط تیم ملی کشورمان ارائه دهد. اما نکته قابل توجه و بحث برانگیز ترکیب تیم ملی، حضور مهدی طارمی در دقیقه 90 این بازی در ترکیب ایران بود.
برخلاف ادعای برخی افرادی که این تصمیم سرمربی تیم ملی برای تعویض طارمی را نوعی توهین به این بازیکن تلقی کرده و به انتقاد از امیر قلعه نویی پرداختند. به نظر ما حضور طارمی در واپسین دقایق بازی از نکات مثبت تیم ملی بود زیرا او حدود دو ماهی از شرایط مسابقه دور بود و طبیعتا آمادگی لازم را نداشت ولی آمدنش از دقیقه 90 به درون زمین، این فرصت را به طارمی داد که تاحدودی به شرایط بازی نزدیک شود و از نظر ذهنی و بدنی، آماده دیدارهای آینده تیم ملی باشد. نباید دنبال ایراداتی بنی اسرائیلی علیه سرمربی تیم ملی بود. انتقاد باید از روی تحقیق و اصولی باشد نه بهانه جویی که در قاموس تیم ملی جای نمی گیرد.
روی صحبت ما با افرادی است که به هر تصمیم امیر قلعه نویی سرمربی تیم ملی معترض شده و از او گلایه می کنند. آیا افراید که چنین ادعاهایی می کنند، درکی از فوتبال و حرفه مربیگری دارند؟ شاید امیر قلعه نویی خواسته که از بازیکنان داخلی، شناخت بیشتری پیدا کند و طارمی را آهسته آهسته وارد جریان بازی کند. به هرحال او مربی است و به طور قطع، صلاح تیم ملی را بهتر می داند بنابراین این همه انتقاد و گله مندی وقتی تنها ظاهر قضیه را می بینیم، جایز نیست.
نویسنده: امیرحسین موسی رضا
