تا زمانی که تنگ نظری ها و خودخواهی ها در جامعه فوتبال ما رواج داشته باشد، فضا برای خدمت شایستگان و دلسوزگان واقعی، تنگ و تنگ تر می شود و این درد بزرگی است که از دیرباز به فوتبال ما ازجمله باشگاه استقلال، جفا وارد ساخته است.
واقعا عجیب است که افرادی خود را استقلالی و دلسوخته تشکیلات مردمی قلمداد می کنند که بویی از انصاف و معرفت نبرده اند. این روزها که رضا رجبی عصاره ای از استقلالی های واقعی، ماموریت تشکیل تیم در یک استان محروم چون سیستان و بلوچستان را بدست آورده است، سنگ اندازی و بخل مانند سنگ از آسمان به سوی وی رها شده است. یکی از این کلوخ اندازان، محمد نوری است که به طور دائم علیه رجبی سمپاشی می کند.
آقای نوری! شما برای استقلال چه کردید که رضا رحبی با سوابق بازیگری بهتر و تحصیلات عالیه ورزشی، نمی تواند؟ آیا واقعا شما مدافع باشگاه استقلال هستید یا مخالف دگرگونی و نوآوری در این تشکیلات؟ نگذارید که بیشتر سخن بگوییم چون چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است.
استلال متعلق به کل استقلالی ها، پیشکسوتان و متخصصان وابسته به این تشکیلات هستند. اجازه بدهید امثال رجبی ها هم بتوانند آنچه که در توان دارند، به کار بگیرند. شاید به مراتب بهتر از افراد مدعی مانند شما، منشا خدمات و اقدامات نوین در استقلال باشد. قدیمی ها ضرب المثل قشنگی دارند، در خاتمه با اتکا به یک ضرب المثل قدیمی باید بنویسیم در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.

نویسنده: رضا اسماعیلی
