باشگاه استقلال، یکی از پرافتخارترین و قدیمیترین باشگاههای فوتبال ایران، در حال حاضر درگیر بحرانی عمیق و پیچیده است که تهدیدی جدی برای آیندهی این تیم تاریخی به شمار میآید.
این بحرانهای چندوجهی، که از ترکیب مشکلات مدیریتی، فنی و بازیکنان این تیم شکل گرفته، نه تنها نتایج تیم را در میدانهای رقابت تحت تاثیر قرار داده بلکه به ساختار کلی، اعتبار و شخصیت باشگاه نیز آسیب جدی وارد کرده است بنابراین بهطور خاص، باید اذعان کرد که مشکلات مدیریتی بهعنوان یکی از اصلیترین عوامل این وضعیت بحرانی مطرح میشود. چراکه در سالهای اخیر، مدیریت ضعیف و ناکارآمد و تصمیمات غیرحرفهای در سطوح مختلف، استقلال را وارد مشکلات و چالشهای عدیده مدیریتی و حقوقی کرده است.
که یکی از نمونههای بارز این بحران، فسخ غیرموجه قرارداد منتظر محمد، هافبک عراقی پیشین استقلال بود که اینک به محرومیت این باشگاه از دو پنجره نقلوانتقالاتی منجر شد.
لذا این مساله نه تنها نشاندهنده فقدان نظارت دقیق و عدم مدیریت مؤثر در بخش حقوقی باشگاه است، بلکه بهطور کلی بیانگر ضعف ساختاری و استراتژیک در سطح مدیریتی نیز محسوب می شود.
البته باید گفت که این بحرانها در عرصههای دیگر نیز خود را نشان داده است. در دورههای مختلف مدیریتی، بهویژه در زمان حضور فرشید صمیعی و شهریاری بهعنوان رئیس هیئت مدیره، باشگاه استقلال در اتخاذ تصمیمات استراتژیک و پیگیری پروندههای حقوقی با ضعفهای جدی مواجه شد.
این مشکلات مدیریت، به همراه عدم برنامهریزی دقیق و توجه به ابعاد مختلف مدیریتی، باشگاه را در شرایطی دشوار قرار داده که رهایی از آن بهسادگی ممکن به نظر نمیرسد.
در کنار چالشهای مدیریتی، کادر فنی فعلی باشگاه و در رأس آن ریکاردو ساپینتو نیز نتوانسته است راهحلهای مؤثری برای رفع مشکلات فنی و تاکتیکی تیم ارائه دهد. نتایج فاجعه بار در لیگ قهرمانان سطح دو آسیا و رقابت های لیگ برتر طی هشت بازی اخیر، که تنها یک پیروزی، سه تساوی و چهار شکست را برای آبی ها در بر داشته نشان از ناکارآمدی تاکتیکی و سیستماتیک در تیم دارد.
چراکه با وجود هزینههای سنگین مدیران هلدینگ برای جذب بازیکنان با کیفیت و پرداختهای میلیون دلاری و صد میلیاردی، کادر فنی نتوانسته است از پتانسیل تیم به درستی بهرهبرداری کند و تاکتیکهای انتخابی سرمربی پرتغالی آبیها در برابر رقبا غالباً بینتیجه و سردرگم بوده است.
اما شاید در این بین یکی از مهمترین ارکان بحران کنونی، بازیکنان استقلال باشند. جایی که علیرغم هزینههای هنگفت مدیران این تیم برای جذب بازیکنان با کیفیت، بسیاری از این نفرات نتوانستهاند انتظارات را برآورده کنند. بازیکنانی که با قراردادهای میلیون دلاری و صد میلیاردی به این تیم پیوستهاند، که نه تنها فاقد کیفیت فنی مورد نیاز هستند بلکه از نظر روحی نیز در سطحی پایینتر از استانداردهای یک باشگاه بزرگ قرار دارند.
این بیانگیزگی و عدم تعهد، علاوه بر آسیب به عملکرد فنی تیم، سبب ایجاد فاصله و بیاعتمادی میان بازیکنان و هواداران استقلال شده است.
در نهایت باید اذعان کرد این مثلث بحران که از سه ضلع مدیریت ضعیف، کادر فنی مستأصل و بازیکنان بیانگیزه تشکیل شده، استقلال را در وضعیت پیچیدهای قرار داده که هر روز به شکلی جدید و خطرناکتر در حال گسترش است بنابراین برای عبور از این بحران و بازیابی اقتدار و افتخارات گذشته، مدیران و متولیان استقلال باید اصلاحاتی بنیادین در تمامی ابعاد این باشگاه انجام دهند. لذا در اولین گام، ساختار مدیریتی باشگاه باید بهطور جدی بازنگری و افراد کاردان و متخصص به عرصه مدیریتی وارد شوند تا فرآیندهای کلان اعم از حقوقی و مالی بهدقت کنترل شود و از بروز بحرانهای مشابه در آینده جلوگیری گردد.
در مرحله بعدی، کادر فنی باشگاه قرار دارد در این راستا، استقلال به یک سرمربی نیاز دارد که نه تنها تیم را از بعد فنی احیا کند، بلکه از نظر روحی نیز توانایی بازسازی و تقویت انگیزههای تیم را داشته باشد. یک مربی با توانایی ایجاد هماهنگی و انسجام تیمی، قادر خواهد بود تا از پتانسیلهای موجود به بهترین شکل استفاده کند و در عین حال روحیه جنگندگی و وحدت میان بازیکنان را بهبود بخشد.
در نهایت، بازیکنان این تیم باید از نظر فنی و انگیزشی به چالش کشیده شوند و مسئولیتهای خود را نسبت به باشگاه و هواداران جدیتر بگیرند. و متوجه باشند پیراهن چه تیم بزرگی را برتن کرده اند.
لذا بدون اصلاحات بنیادین و تغییرات اساسی در این سه بخش کلیدی، ادامه روند فعلی میتواند به سقوط استقلال در ابعاد مختلف منجر شود و نام پرافتخار این باشگاه را در تاریخ فوتبال ایران تحتالشعاع قرار دهد.
مع الوصف ، تنها با یک برنامهریزی استراتژیک و تدابیر دقیق است که استقلال قادر خواهد بود بحرانها را پشت سر گذاشته و به دوران پرافتخار و قهرمانیهای گذشته خود بازگردد.
نویسنده : آتور چهاربخشی