پایان کار تیمهای ملی تنیس روی میز ایران در مسابقات قهرمانی آسیا در هند، در نگاه اول، با کسب رتبه هشتم برای مردان و یازدهم برای زنان همراه بود. اما اگر قصد تحلیل واقعبینانه داشته باشیم، باید بپذیریم که این نتایج، نه یک دستاورد (مقام)، بلکه صرفاً یک جایگاه عددی (رتبه) در جدول مسابقات است که خبر از یک نزول سیستمی و تأسفبار در این ورزش ملی میدهد.
در قاره آسیا، که مهد و قلب تپنده تنیس روی میز جهان است، کسب رتبهای خارج از جمع چهار تیم برتر (چین، ژاپن، کرهجنوبی و تایوان) به ندرت میتواند به عنوان یک موفقیت بزرگ قلمداد شود. وقتی تیم ملی مردان ایران در رده هشتم قرار میگیرد، این جایگاه، بیش از آنکه مایه مباهات باشد، نشاندهنده فاصله عمیق و روزافزون ما با تیمهای درجه یک و حتی درجه دو آسیاست.
تحلیل باید از این نقطه آغاز شود که تیم مردان با چه سرمایهای به مسابقات پا گذاشت: حضور بازیکنان جوان و بااستعدادی چون بنیامین فرجی که در اوج پختگی و توانایی، موفق به شکست دادن حریفانی در سطح نفر دوم جهان شد. این پیروزیهای درخشان و فردی، بدون شک مایه افتخار ملی است؛ اما همینجاست که فاجعه پنهان خود را نمایان میکند. مثلا ما با تیم های پیشتاز قاره مقایسه نمی شویم چین، ژاپن و... اما با این همه جمعیت و سابقه حداقل نباید از سایر کشور ها عقب بمانیم.

پارادوکس بنیامین فرجی: نجاتدهنده یا پردهپوش؟
درخشش یک ستاره جوان در حد شکست دادن برترینهای جهان، باید بهعنوان میوه شیرین یک ساختار مستحکم و برنامهریزیشده تلقی شود. اما وقتی این نبوغ فردی، به تنهایی، نتواند رتبه کلی تیم را بیش از هشتم بالا ببرد، یک خطر جدی سیستم مدیریتی را تهدید میکند: اتکا به فرد به جای ساختار.
پیروزی فرجی یک زنگ خطر است؛ یک هشدار که نشان میدهد استعدادهای خام وجود دارند، اما سیستم پرورش، کادرفنی و پشتیبانی تیمی ما فاقد عمق لازم برای تبدیل این استعدادهای فردی به یک قدرت تیمی پایدار است. هشتم شدن در شرایطی که یک بازیکن ما نفر دوم جهان را شکست میدهد، به این معنی است که پشت این ستاره، خلأیی تیمی وجود دارد. این هشتمی صرفاً یک رتبه است، رتبهای که در برابر درخشش فردی، بوی ناکامی میدهد.
برای عبور از این شرایط و تبدیل رتبههای یازدهم و هشتم به مقامهای شایسته، لازم است سیستم داخلی تنیس روی میز ایران از حالت مصرفکننده استعداد خارج شده و تبدیل به یک تولیدکننده ساختاری و برنامهریزیشده شود. در غیر این صورت، درخشش بنیامینها تنها یک اتفاق موقتی در دل یک ناکامی بزرگ سیستمی خواهد بود.
در بخش بانوان، کسب رتبه یازدهم پس از پیروزی بر تیم سریلانکا، اگرچه خبر کسب سهمیه قهرمانی جهان در لندن (حضور در جمع ۱۳ تیم برتر) را در دل خود دارد، اما نباید ما را از واقعیت دور کند. تیم زنان ما در برابر حریفانی که در سطح بالای آسیا قرار ندارند، به سختی توانست حداقل استانداردهای لازم برای جهانی شدن را کسب کند. مبارزه برای یازدهمی در برابر کشوری مانند سریلانکا، فاصله زیاد پینگپنگ زنان ما با قدرتهای اصلی قاره را فریاد میزند. یک بازیکن دختر چندسال باید در رقابت های بین المللی شرکت کند تا به مرز قابل قبول برسد!
در نهایت، باید این واقعیت تلخ را پذیرفت: تنیس روی میز ایران، با وجود در اختیار داشتن یکی از مستعدترین نسلهای جوان در سطح آسیا، به دلیل ضعفهای ساختاری و عدم برنامهریزی جامع، در مسیر نزول کیفی قرار گرفته است. پیروزیهای فردی نباید ما را از این نزول بزرگ غافل کند. باید فکری اساسی و دگرگونکننده کرد تا این رتبهها به مقامهای شایسته تبدیل شوند و بنیامین فرجیها پردهپوش ناکامی سیستم نباشند، بلکه پیشتازان یک قدرت تیمی باشند.
گزارش: هستی رفیعی
