دوشنبه شانزدهم شهریور ماه
وداع با پادشاه

وقتی مسی، تاریخ را در آغوش گرفت و رفت

فوتبال، آن‌گاه که به قلمرو اسطوره‌ها وارد می‌شود دیگر نه یک بازی که آیینی برای روایت شدن است. تاریخی که لیونل مسی برای آرژانتین رقم زد، نه تنها حکایت گل‌ها و جام‌ها، که داستانِ مقاومت سقوط، برخاستن و در نهایت، رسیدن به قله‌ای است که پیش از او تنها در رویاها متصور بود.

حالا، خبر خداحافظی او از تیم ملی، همچون تکانه‌ای در قلب جهان فوتبال، تمام هیاهوی مستطیل سبز را در سکوتی سنگین فرو برده است. وقتی مسی می‌نویسد: این تصمیمی است که روحم را خراش می‌دهد، ما نه فقط با یک فوتبالیست در حال بازنشستگی، بلکه با مردی مواجهیم که تمام هستی‌اش را در راه عشقی بی‌پایان، خرج کرده است.

مسیر لئو در تیم ملی، مسیری خطی و هموار نبود؛ پرتره‌ای بود از تضادهای مطلق. او که با مدال‌های طلای جوانان و المپیک، نوید ظهور یک نابغه را داده بود، در رده بزرگسالان سال‌ها با سایه‌ی سنگین انتظارات و طعم تلخِ شکست‌های پیاپی دست‌ و پنجه نرم کرد. آن روز شوم در سال ۲۰۱۶، وقتی پس از شکست در فینال کوپا آمه‌ریکا و از دست دادن پنالتی، با چشمانی اشک‌بار اعلام بازنشستگی کرد، گویی دنیا برای فوتبال‌دوستان آرژانتینی به پایان رسیده بود. آن روز، مسی مردِ شکست‌خورده‌ای بود که وزن توقعات یک ملت، شانه‌هایش را خم کرده بود. اما تاریخ، مسیر دیگری برای او رقم زده بود. آن بازگشت حماسی، شروع فصلی بود که تا ابد در حافظه بشری ثبت خواهد شد.

بازگشت مسی، نه یک تصمیمِ فنی، که یک نذر عاشقانه بود. او بازگشت تا ماموریتی را به سرانجام برساند که بسیاری آن را غیرممکن می‌دانستند. پیروزی در کوپا آمه‌ریکا ۲۰۲۱ در قلب برزیل، شکستن طلسم سه دهه‌ای بود که آرژانتین را در حسرت قهرمانی نگه داشته بود. آن شب، وقتی مسی بر چمنِ ماراکانا اشک شوق می‌ریخت، همه دانستند که این پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ عصر مسی است. سپس فینالیسیما و سرانجام، آن شب رویایی در دوحه در جام جهانی ۲۰۲۲؛ شبی که فوتبال به بهترین شکلِ خود ادا شد. او در آن فینال حماسی مقابل فرانسه، همه‌ی تاریخ را به زانو درآورد. رسیدن به بزرگ‌ترین رویای ممکن، او را از سد انسان بودن عبور داد و در کنار دیگو مارادونا، در تالار جاودانگان تاریخ ورزش جای داد.

مسی در بیانیه خداحافظی‌اش، با صراحتی تکان‌دهنده می‌گوید: کاملاً تخلیه شده‌ام، دیگر چیزی برای ارائه دادن ندارم. این کلمات، عریان‌ترین اعتراف یک قهرمان به پایان یک سفرِ طولانی است. او که ۱۸۷ بار پیراهن راه راه آلبی‌سلسته را به تن کرد و ۱۰۹ بار دروازه حریفان را گشود، حالا در حالی صحنه را ترک می‌کند که دیگر هیچ بدهی‌ای به فوتبال ندارد. او نه تنها آمارها را جابه‌جا کرد، بلکه استاندارد عظمت را در ورزش بازتعریف کرد. پی‌نوشت نامه او که اشاره به اتفاقات شخصی و تأیید نهایی‌اش در آن روزهای پرالتهاب دارد، نشان می‌دهد که این تصمیم، محصولِ یک لحظه زودگذر نیست، بلکه نتیجه‌ی تعمقی عمیق در گذر زمان است.

نکته‌ی درخشانِ این خداحافظی، فروتنی نهایی اوست. مسی از بچه‌های درخشان و بزرگی می‌گوید که در راهند. او که روزگاری تمامِ فشارها روی شانه‌های نحیفش بود، حالا با خیالی آسوده، مشعل را به نسل جدید می‌سپارد. این همان بلوغ اسطوره‌ای است؛ درکِ این واقعیت که دوران‌ها می‌گذرند و آنچه می‌ماند، میراثی است که برای آیندگان به یادگار گذاشته شده است. او با آرامش می‌رود، چون می‌داند که آرژانتینی که به او تحویل داده شد، حالا با غروری که او بازگردانده، متفاوت است. او به مردمش هدیه داد؛ نه فقط جام، که افتخارِ آرژانتینی بودن.

حالا دیگر شماره ۱۰، دیگر در زمین نخواهد بود تا با آن دریبل‌های ویرانگر، قوانین فیزیک را به چالش بکشد یا با آن پاس‌های هندسی، قلب دفاع حریفان را بشکافد. دلتنگی، واژه‌ای است که در ماه‌های آینده با نام مسی گره خواهد خورد. هر بار که آرژانتین به میدان برود، چشمان هواداران در جست و جوی آن قامت آشنا و آن نگاه متمرکز خواهد بود، اما جای خالی او، با حضور خاطراتش پر خواهد شد.

لیونل مسی، با عبور از رنج‌ها و پیروزی‌ها، به تعادل رسید. او که زمانی با سری پایین و زیر بار سنگین انتقادات به دنبال خروج از تیم ملی بود، امروز در قامتِ پادشاهی که تختش را با رضایت کامل ترک می‌کند، با ما وداع می‌کند. او به پیشگویی خودش عمل کرد؛ در روزهای خوب و بد، او از این پس یکی از ما خواهد بود، یکی از هزاران هواداری که سکوها را به لرزه در می‌آورند تا تیم ملی‌شان را تشویق کنند.

خداحافظ، بهترین تاریخ. آدیوس، لیونل مسی. تو به ما نشان دادی که چگونه می‌توان با یک توپ، به آسمان‌ها پرواز کرد. تو برای همیشه در قلبِ فوتبالِ جهان، زنده خواهی ماند؛ نه به عنوانِ یک شماره ۱۰ معمولی، بلکه به عنوانِ اسطوره‌ای که برای ما، مفهومِ «غیرممکن» را معنایِ دیگری بخشید. آرژانتین بدون تو، هرگز همان نخواهد بود، اما با میراثی که تو به جای گذاشتی، همیشه خواهد درخشید. تاریخ، داستانِ تو را با طلایی‌ترین جوهر خواهد نوشت.

گزارش: هستی رفیعی