دوشنبه بیست و هفتم فروردین ماه
حرفی برای گفتن

موریانه در خانه چوبین!

در والیبال همیشه حرفی برای گفتن است ،اما وقتی از سوی رسانه ها مطرح می شود باید مستدل باشد.چرا که در تاریخ ورزش ثبت می شود.

یکم: اینکه تیم‌هایی در هفته آخر لیگ برتر ترجیح داده بودند به بازیکنانشان فشار نیاورند و به دلیل اهمیت نداشتن نتیجه به آب و آتش نزنند.

رویه ای است که سالها جریان دارد و ربطی با اوضاع لیگ جاری ندارد که علی رغم همه گفته ها و نوشته ها به هیچ وجه برتر نیست.

اینکه بخواهیم  خودمان را با مسابقات حرفه ای ایتالیا،لهستان و حتی ژاپن و چین  مقایسه کنیم دچار خود فریبی شده ایم چون هیچ چیز ما با این کشور ها تطابق ندارد، اول قوانین باشگاه‌ داری را به طریق قانونی و از راه مجلس حل کنیم بعد ادعا های بزرگ و اداهای عجیب و غریب در بیاوریم.

 سالها پیش در دنیای ورزش نوشتیم لیگ دیگ جوشانی برای عده ای شده که به درآمد های مقطعی و موسمی آن دل بسته اند.

والیبالی  که ادای حرفه ای ها را در می آورد دچار موریانه ای شده است که خانه چوبی آن را از درون  تهی می سازد.

این رقابت‌های چند صد میلیاردی در اثر همین توهمات و‌مماشاتی که اشاره کرده ایم فقط خالی نبودن عریضه است.

 لیگ زمانی قوام پیدا می کنند که باشگاه های واقعی داشته باشیم این در حالی است که اینجا چند بخش خصوصی که تشکیلاتی درست و حسابی دارند را به هر بهانه ای سیبل می کنیم آن وقت فریاد وامصیبتا سر می دهیم.

دوم: واقعا حیف است که دو قطب بزرگ والیبال کشور گنبد و ارومیه از لیگ سقوط کنند.

 والیبال در این مناطق یک ورزش صرف نیست بخشی از زندگی است ولی آیا خود کرده را تدبیر هست؟

امید واریم این تیم ها در دور حذفی اوت نشوند تا شاید مسوولان این شهرها به هنگام دست به تیم داری بزنند و یکی از مهمترین دلخوشی ها را از جوانان مناطق والیبال خیز دریغ نکنند.

درد والیبال باشگاهی خارج و داخل شدن یک توپ نیست درد بزرگ خلا باشگاه داری حرفه ای و آینده نگرانه است .

نویسنده: جمشید حمیدی