سه شنبه بیست و ششم تیر ماه
والیبال در دوران فرایزدانی و فرا داورزنی

نیازمند تعادل و اندیشمندی

والیبال و راه آینده، بحثی است که در روزنامه شوت و پایگاه خبری البرز ورزشی به آن پرداخته ایم و در ادامه این سلسلسه گفت و گو ها اینبار با دیدگاه میرمصطفی شجاعی بازیکن سابقه تیم ملی و مربی بین المللی آشنا می شویم.

مردی که والیبال داخل و خارج کشور را به خوبی رصد می کند وی می گوید: ورزش والیبال ایران در چند دهه گذشته فراز و نشیب‌ های فراوانی را تجربه نموده است، چه در بحث مدیریت، چه مربیگری تیم های ملی، چه والیبال پایه و چه در مباحث قهرمانی در سطوح مختلف.

پس از آنکه مرحوم حاج محمدرضا یزدانی خرم به والیبال پایه عنایت ویژه مبذول داشت و با آوردن ایوان بوکانیکف به ایران درکنار توجه جدی به کانون های والیبال و جذب بازیکنان بلندقامت و ارتقاء قامت والیبالیست ها در کشورمان، باعث شد رفته رفته تیم های ایرانی تکانی خورده و با برتری فیزیکی برحریفان به سکوهای آسیایی و جهانی نزدیک تر شوند.

سرانجام پس از حدود ۱۷ سال حاج محمدرضا که تاثیر خود را در والیبال گذاشته بود برحسب نیاز به ورزش کشتی نقل مکان نمود و سکان این رشته به داورزنی جوانتر رسید و ایشان با توجه به جوانان بلندقامتی که در دوران قبلی به بلوغ نزدیک شده بودند هدف را بیشتر به سوی تیم ملی بزرگسالان متمرکز نمود و با دورنمای قهرمانی آسیا، حضور در لیگ جهانی و المپیک با آوردن مربیان طراز اول جهان که اوج آن حضور خولیو ولاسکوی معروف بود اهداف فوق را به سرانجام رساند، لیک به نظر می رسید در توجه به کانون‌های والیبال بخصوص شهرستانها و مربیان سازنده آنان همچون بعد قهرمانی موفق نبود.

در دهه گذشته والیبال ملی ما نگران جایگزینی بازیکنانی که نسل طلایی لقب گرفته بودند چون معروف، موسوی، محمودی، غلامی ،قائمی، زرینی وغفور ودیگران بوده به خصوص پست تاثیرگزار و حساس پاسوری، نیمی از پاسورها در والیبال ایران همچون علیرضا بهبودی، مهدی مهدوی، امیر حسینی، حمیدچوگان، پرویز پزشکی، هومن باقری حتی وادی و افشین فتاح و سعید معروف حدود ۳۵ یا بالاتر از ۴۰سالگی را تجربه می‌کنند و این نتیجه عدم توجه کافی به مقوله سازندگی و تمرکز بر تیم ملی بزرگسالان بود.

حال که دوران صدارت آقای داورزنی که والیبال به بودنش عادت کرده رو به پایان است والیبال ما برای حفظ آرامش و حرکت رو به رشد در جهان نیاز به مدیری دارد که: هم به مانند مرحوم یزدانی خرم حواسش به والیبال پایه در اقصا نقاط ایران باشد هم همانند داورزنی به فکر تیم ملی و موفقیتش در بالادست ها بوده، به لیگ ها به خصوص لیگ برتر بها داده و امتیازش را ارزشمند نموده تا محل تاخت و تاز تیم های خلق الساعه و بعضا سقوط کرده نباشد تا مجوز حضور در لیگ ارزشمند گردیده و همچون فوتبال قابل خرید و فروش باشد، هم بتواند با تعادل و دور اندیشی و عدم تبعیض و نگاه خاص طوری رفتار نماید که خانواده والیبال بخصوص پیشکسوتان و موسپیدان ارزشمند، فدراسیون را خانه دوم خود بدانند و از آن فراری نباشند و تجربیات گرانبهایشان را در خدمت والیبال بگذارند.

یکی از ضعف های فدراسیون فعلی وجود افرادی در بدنه آن بود که حتی نام بزرگان والیبال ایران را نمی‌دانستند. قطعا نمی‌توان و انصاف نیست که خدمات آقای داورزنی در رشد والیبال را نادیده گرفت همانطور که ضعفها و کاستی ها قابل سرپوشی نیست.

خانواده والیبال ایران اعم از بازیکن ومربی و داور و مدیر و سرپرست و هوادار باید نشان دهد که به همراه رشد والیبال در جهان رشد کرده و به بلوغ رسیده باید نشان دهد که بزرگ شده و بزرگ فکر می کند، کوته نظری ها را کنار گذاشته و با دید بزرگ منشانه و حرفه ای مآب مدیری را برگزیند که راه را بلد باشدالبته اگر غیر ورزشیها اجازه دهند.

والیبال در کشور ما به صنعتی عظیم تبدیل گردیده که سالانه به طور مستقیم حدود ۱۰۰۰میلیارد تومان فقط در لیگ هایش و خیلی بیش از این در صنایع مرتبط مثل پوشاکی و دستگاهی و هتلینگ و تیم ملی و مربی خارجی و غیره به صورت غیر مستقيم گردش مالی دارد و اشتغالزایی برای هزاران نفر را شامل بوده، فقط درلیگ ها حدود ۲الی ۳ هزار نفر- و می‌طلبد که این سیکل بزرگ و مهم بهتر و بیشتر دیده شود و برایش برنامه ریزی پیشرفته تری تدوین شود!

خلاصه اینکه باید دست به دست داد به مهر و صبر و دانش.....

گفت و گو: جمشید حمیدی