دوشنبه یکم مرداد ماه

بازگشت حقانيت و عقلانيت به فوتبال؛

اگر جام ملت هاي ١٩٩٢هيروشيما و مقدماتي جام جهاني ١٩٩٤ آمريكا كه تيم ملي فوتبال ما با شايسته ترين تيم تاريخ ناكام ماند را مستثنی سازیم به شهادت تاريخ! فوتبال ما هرگاه به مربيان وطني اعتماد كرده ضرر نكرده است.

حشمت مهاجراني، حسن اقاي حبيبي، مرحوم پرويز دهداري و سرهنگ ياوري، ناصر ابراهيمي، محمد مايلي كهن، منصور خان پورحيدري، همايون شاهرخي، امير قلعه نوعي و علي دايي نمونه بارز اين ادعا هستند.

امير قلعه نوعي هر چند دير اما بالاخره سرمربي تيم ملي شد. مردي كه موفق ترين مربي ليگ برتر به شمار مي رود و در سال هاي اخير با بازيكنان تاكسي برگشت! همواره در كورس قهرماني قرار داشته و حضورش در هرتيمي موجب رونق فوتبال شده، او بعد از ١٦ سال مجدد سكاندار تيم ملي شد تا كار ناتمامش را تكميل كند.

قلعه نوعي بايد قبل از جام جهاني روي نيمكت تيم ملي مي نشست اما به دليل كج انديشي آنهايي كه همواره فكر مي كنند مرغ همسايه غاز است! اينك با توپ پُر پا درعرصه اي گذاشته كه نيك مي داند كار ساده اي در پيش ندارد.

او با تيمي پا به سن گذاشته رو به روست. در گام نخست بايد تحولي شگرف در مدعوين تيم ملي ايجاد كند. او در ميداني بايدگام بگذارد كه همگان قدرت متحول شده تيم هاي آسيايي نظير ژاپن، كره، عربستان، استراليا و حتي قطر را در جام جهاني ديدند. همچنين است رشد و توسعه فوتبال هاي درجه دوم آسيا نظير تايلند، امارت، عمان، بحرين، هند و اندونزوي و ..

او در چنين شرايطي علاوه بر انكه از اعتبار خودش و فوتبال ايران دفاع كند وظيفه خطيري در مقابل مربيان وطني دارد.

هركس عاشق واقعي فوتبال ايران است بايد بداند در اين برهه حمايت از قلعه نوعي حمايت از سرزمين ايران و صيانت از پرچم سه رنگ است.

در اين رابطه بيشتر خواهیم گفت: چون معتقدم با حضور مربي ايراني عقلانيت در فوتبال مثل واليبال و كشتي و … سايه انداخته است و در اين شرايط گوش شنوا بيشتر است!

  نویسنده: مجيد سعيدي