دوشنبه بیست و هشتم خرداد ماه
سیاهی لشکر یا دلسوزان واقعی؟

والیبال برنامه ریزی مدرن می خواهد

برای احراز ریاست فدراسیون والیبال یازده نفر داوطلب شدند.

انتخاب شدن و انتخاب کردن طبق قانون حق همه ی آحاد ایرانی است. هرچند که در جمع نامزد ها چندنفر سیاهی لشکر می نمایند و برخی از اهالی استخوان خورد کرده والیبال نیز احتمالا کما فی السابق برای جوری جنس دست به ثبت نام زده اند اما به حتم دو سه نفری هم اهلیت کافی برای نائل آمدن به چنین پست مهمی برخوردارند.

حرجی نیست و ما حق نداریم که فردی را مورد نقد و یا نفی قرار دهیم. تاکید اما بر این است که دلسوزان واقعی اگر توان خود را می بینند بر سیاهی لشکر ها رجحان پیدا کنند. ما می خواهیم والیبال به راه رستگاری برود و از بحران کنونی نجات یابد.

بحث داورزنی با هیچ شخص دیگری نیست اما دیروز و امروز که بسیاری از ما می پرسند این پیشکسوتان چه کسانی بودند که از داورزنی خواستند ثبت نام کند فقط این را می دانیم که دو تن از رئیسان هیات های استان ها در مجمع عمومی فدراسیون از ایشان درخواست کرده اند که در والیبال بماند.

این افراد در شرایطی به نمایندگی از جامعه والیبال درخواست کرده بودند که مورد اعتراض غیرعلنی تنی چند از روسای هیات ها و نمایندگان باشگاه ها واقع شده بودند. هیاتی که رئیس آن زمانی دروازه بان یک تیم دانشگاهی بود و کلان شهری با همه امکانات و سوابق در رتبه سوم هیات های کشور سقوط داده است یا هیاتی که در مرتبه نازل چهاردهم ایستاده به جای خودنماینده پنداری بهتر بود که به اوضاع نابسامان هیات تحت امر خود سر و سامان می بخشید.

در این مقوله هرگز نمی توان که اقدامات مثبتی را که محمدرضا داورزنی به ویژه در دو دوره اول ریاست خود انجام داده نادیده بگیریم اما این دلیل نمی شود که برخی چسبیدگان به والیبال از سکوت جامعه متین و پیشکسوتان بزرگ منش والیبال به نفع خود استفاده کنند.

بار دیگر تاکید می کنیم که والیبال به عنوان ورزشی که برند ملی ما شده نیازمند همدلی و برنامه ریزی های جدید و نیرو های کارآمد تازه نفس است و برای ما فرقی نمی کند که چه فردی بر مسند ریاست می نشیند. مهم این است که دلسوزی و تعهد را جایگزین خوشآیندگویی هایی سازیم که کمر جامعه از جمله ورزش ما را خم کرده است.

نویسنده: جمشید حمیدی