چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ماه

پیشکسوتان نخبه فوتبال جنوب فراموش شده اند؟!

آبادانی ها در تمام ادوار فوتبال کشورمان بازیکنانی با قد و قواره های خوب و برافراشته را به تیم های مطرح معرفی کرده اند.

با بازیکنانی در کسوت جادوگر، با مهره هایی که هرکدام می توانستند هزاران نفر را حیرت زده کنند و با کارهای محیرالعقول خود اوقات خوشی برای هواداران فوتیال رقم بزنند و حمید جاسمیان یکی از آنها بود، جوان بالا بلندی که عضویت شش تیم شهرش را یدک می کشید.
پرتاب های گلساز بسکتبال آبشار های یک سوم والیبال، دونده آهوقال گذار، دوومیدانی و شناگری که به ماهی ها انگیزه می داد، در فوتبال ملقب به سیم خاردار شد، او حکمران فضایی بود که پرنده ها هم نمی توانستند در آسمان جولان دهند.
دوستان دیگرش نیز چنین بودند، حمید برمکی با شلیک های اش چندین تور دروازه را پاره کرده بود.
سرضرب های مانند رعد و برق را جلوی چشم می آورد و آن یکی به حق مروارید سیاه لقب گرفت و مهراب شاهرخی مردی که شوت می زد تا دیگران پشت جان پناه روند و جان خود را نجات دهند.
ضلع چهارم این افتخار پرویز دهداری بود، جانشین شایسته بیوک جدیکار مردی که در بازی‌های آسیایی دهلی نو بارها گلزنی کرده بود. اینان به همراه همایون بهزادی و مرحوم شیرزادگان و بیوک وطنخواه آن بازی های ماندگار مقدماتی المپیک توکیو را رقم زدند، آنها جواز حضور در المپیک را گرفتند اما در حالی که همه چیز بوی خوشی می داد زمزمه های بد آغاز شد.
موقع میوه چینی فرا رسیده بود و نورچشمی ها پیدا شده بودند.
بی هنرها خواستند اظهار وجود کنند. آبادانی ها گفتند گنج از آن رنج برده هاست. گفتند جمالی و مرحوم رنجبر باید سوار هواپیما عازم شوروی شوند اما گفتند اینان مصدومند و نباید بیایند.
گفتند جایشان را به نورچشمی ها داده ایم، آن وقت آبادانی ها از رفتن به شوروی سرباز زدند. شیران دیار اروند محروم شدند و تیم ملی دو شقه شد.
با محروم هایی چون جاسمیان، برمکی، شیرزادگان، بهزادی، وطنخواه و مرواریدی بنام مهراب شاهرخی؛او اگر در المپیک توکیو بود گلر آلمان شرقی توی دروازه چرت نمی زد،اما امروز جاسمیان تک و تنها مانده و هیچ کس او را حمایت نمی کند.
به راستی چرا جاسمیان در کنار گود باشند و بعد شاهد ورود آدم های غیر فوتبالی باشیم. جاسمیان نامی کوچک در فوتبال ایران نیستکه به این سادگی بتوان از آن گذر کرد. او در یکی از هویت های ماندنی فوتبال ایران است. اما چرا کسی از تجربیات گرانبهای اش استفاده نمی کند. این سوالی که باید مسوولان ورزش پاسخ بدهند.

  • نویسنده : موسی احمدیان