چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ماه

فوتبال گیلان؛ هیاهو برای هیچ...

مثل امروز غریب نبود؛ دقیقا چهار سال پیش را می گوییم و سپیدرود رشت را... وقتی چهار سال پیش در بوق و کرنا هوادار و مسوول به لیگ برتر صعود کرد همه یکدل کنارش بودند.

وقتی به افتخارش دور افتخار می زدند و برای هر پیروزی به نفع خودشان سند سازی می کردند حتی یادی از موسس فقید باشگاه نمی کردند. زنده یاد احمد صومی برای این تیم خون دلها خورد اما مهم دور افتخارشان بود و وعده های پوشالی که می دادند تنها ته دل هواداران را خالی می کرد. از اتفاقات تاریخ درس نگرفتند تا بدانند احمد صومی چه کرد که قرمز پوش های جذاب شهر باران همیشه دردانه و دوست داشتنی بودند، البته از مدیران اینچنینی نباید انتظار بیشتری داشت! آنها حتی متوجه نبودند محمد میری را با سو مدیریت خودشان کنار گذاشتند و علی نظر محمدی اخراج کردند. آنها اکنون به ستاره های نساجی تبدیل شده اند، همان نساجی که چهار سال پیش با بردش به لیگ برتر صعود کردند. تیم را تضعیف کردند، باشگاه را به ده ها نفر سپردند تا ناکامی هایش تکمیل شود. تیمی که با بیش از دو هزار طرفدار پرشور با این پتانسیل عظیم فقط شد محل تبلیغ، هیاهو و جو سازی برای انتخاباتشان و محبوبیت این تیم پشت کوه منفعت طلبی آقایان پنهان شد! در نهایت سپیدرود تن به سقوط داد سقوطی که با این سیاق می شد پیش بینی کرد و بار دیگر به جایی که سالها در غفلت مسوولان بود بازگشت. حالا چه سرنوشتی در انتظار تیم مردمی احمد صومی باشد خدا می داند؛ تا زمانی که امور تیمداری در گیلان تا این حد فاجعه بار پیش می رود نمی توان به آینده اش امیدوار بود. وضعیت ملوان هم چنگی به دل نمی زند، ستاره جام های حذفی کشور که تن یل های پایتخت را در تهران به لرزه می انداخت، در دقایق پایانی در لیگ یک ماند. تنها نقطه عطف این روزهای فوتبال گیلان صعود چوکای تالش به لیگ یک بعد  از بیست سال است؛ هر جا که دست از هیاهو برداشتیم و کار را به صادقان ساکت و کار بلد سپردیم نتیجه بهتری گرفتیم، فرشاد پیوس یک بار دیگر ثابت کرد عمل گرایی بی هیاهوست! نویسنده: مریم نوائی