چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ماه

رویاها به رنگ طلاست، اما...

رویاها به رنگ طلاست اما حقیقت چیز دیگری است، نشست اخیر هیات رئیسه فدراسیون والیبال آرمانهای این رشته را قرار گرفتن در جمع چهار تیم برتر المپیک 2021 تعیین کرده است اما برای رسیدن به این ایده عالی چه برنامه متعالی ارایه داده است؟

فقط با این اعلامیه (!) پرونده مربیان ایرانی بسته شد که دیگر هوا و هوس نشستن روی نیمکت مربیگری تیم ملی نکنند و افکار عمومی معطوف به نامهای بزرگ دنیای کوچینگ و رهبری والیبال شود، این هم کار خوبی است ولی به راستی کدام مربی بزرگ؟ رزنده را بی خیال شویم، چون وی حتی به پیشنهاد آمریکایی ها هم پاسخ منفی داده است، شرایط آناستازی هم سنگین است و تغییری نکرده، الکنو هم درگیر تیم زنیت و لیگ قهرمانان اروپاست و چه بهتر که قید وی را بزنیم، لورن تیله باز با خروسها خواهد بود. آیا می توانیم دی جورجی، آنتی گا را راضی به حضور در ایران سازیم؟ مربیان جوانی چون آندرا جیانی، لورنزو برناردی و... هستند اما اعتقاد ما بر این است که مربیان یاد شده حتی اگر رضایت هم بدهند برای بعد از المپیک به درد ما خواهند خورد که قرار است جوانگرایی کنیم. همه می دانند که مربیان موفق والیبال دنیا پرشمار نیستند، ایتالیا که مرکز و مرکز ثقل پرورش مربیان سازنده است، در هر پروسه هفت - هشت ساله مربیانش را جا به جا می کند، شاید بعد از بازیهای توکیو بد نباشد که ما هم چنین اهتمامی داشته باشیم اما اکنون آیا باید دست روی دست بگذاریم تا شاید ولاسکو بار دیگر به کشور ما بیاید؟ ولاسکو هم گزینه مطلوبی برای ما خواهد بود اما با توجه به اشتغال مربیان مطرح که تا اردیبهشت ماه درگیر لیگ های اروپایی اند، نسبت به تشکیل تیم دوم ملی (ب) و گزینش مربیان تیمهای نوجوانان و جوانان اقدام عاجل نه، آجل کنیم و زمان را از دست ندهیم، وقت اگر برای ما طلا نباشد، حلب که می تواند باشد؟! به قول افلاطون می دانیم که هیچکس به اندازه فردی که حقیقت را می گوید، مورد تنفر واقع نمی شود اما ما می نویسیم چون هستم و متاسفیم که هیچیک از اعضای هیات رئیسه نمی دانند مربی یا مربیان مورد مذاکره فدراسیون چه اشخاصی هستند، اینهمه آدمهای غریبه و غریب در والیبال چه می کنند؟