چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ماه

اپیدمی خطرناک نیروی انسانی غیر متخصص در ورزش کشور

باتوجه به عدم اعتماد، نادیده گرفتن جایگاه ورزشکاران، پیشکسوتان، صاحب نظران، افراد غیر متخصص و وجود قوانین کارشناسی نشده در سطوح مختلف مدیریت های کلان ورزش کشور که باعث افت شدید و حرکت فرسایشی در ورزش قهرمانی و حتی نابودی پتانسیل های ورزشی شده است.

عواملی از جمله: عدم برنامه استراتژیک و راهبردی برای ورزشکاران و قهرمانان ملی ،که همان الگوهای حقیقی ورزش کشور هستند. تصویب قوانین، آیین نامه ها و دستورالعمل های داخلی که زمینه ساز افت شدید در پیشبرد ورزش و مانع رشد و ارتقاء تمام رده های مختلف شده است.(قانون منع حضور بازنشستگان) که بدون دادن کوچکترین امتیازی به آنان و بهره بردن از تجربیات خردمندانه آنان. عدم بکارگیری و استخدام ورزشکاران وقهرمانان رشته های گوناگون ورزشی در تصاحب کرسی های مدیریتی در حوزه ورزش، و در مقابل استخدام بی رویه و کارشناسی نشده افرادی که هیچگونه دانش و درک علمی از ورزش نداشته. انتصاب های سیاسی،رابطه های رانتی در پست های کلیدی ورزش،  جایگاه شکست خورده ورزش حرفه ای و قهرمانی را در کشور بدنبال دارد. چنین مواردی باعث بی انگیزه شدن افراد لایق، کاردان و باتجربه می شوند. امروزه در دهه ۹۰ آنچنان ضربه ای به ورزش کشور وارد  شده است که بازسازی، درمان و اصلاح آن زمانبر،دشوار و نیازمند داشتن  برنامه ای بلند مدت میباشد، که با این حال و اوضاع  امکان پذیر نیست!!! نفوذ  سیاستمداران و اشخاصی نا آشنا با بی پروایی زیاد در سطح مدیریت های کلان ،میانی و حتی پایینی ورزش. (وزارت ورزش،فدراسیونها، ادارت کل ورزش و هیات های ورزشی )زمینه فاجعه ای بزرگ  و حتی مرگ ورزش قهرمانی و حرفه ای شده است. -نگاهی به آمار مقایسه ای ورزشکاران مدال آور دهه ۸۰ و۹۰داشته باشیم.- در گذشته ای نه چندان دور، برای ورود به مکانهای علمی(دانشکده ها،مراکز تربیت معلم و دبیری، آموزشکده های علمی ورزشی)داوطلبان بایستی ضمن داشتن یک رزومه خوب و با سوابق مطلوب ورزشی، و داشتن علاقمندی به شغل و داشتن اعتقاد لازم به حضور نیروی انسانی متخصص در مدیریت ورزش، و همچنین دارا بودن فاکتورهای آمادگی جسمانی و تندرستی وارد عرصه شغل و کاروکسب حرفه ای ورزش و تربیت بدنی می شدند. متاسفانه امروزه در حال حاضر هیچ گونه توجهی به آن شاخص های یادشده نه تنها نمی شود!!!! بلکه افرادی مورد توجه خاص هستند که بسیار بدون علاقه و بی نام و نشان هستند که این افراد با داشتن افرادی دیگر از سیاسیون و حمایت های غیر اصولی وغیر منطقی،  وارد حیطه وحوزه مدیریت  و صاحب کرسی های مدیریتی در ورزش می شوند، و این جاست که تراژدی غم انگیز ورزش ایران شکل می گیرد،و یکی پس از دیگری تکثیر و جایگزین میشوند. و آنچنان از نظر حقوقی و قانونی صاحب حق و منصب و منزلت می شوند که هیچ قدرتی هم نمی تواند، حتی از ایشان یک پرسش معمولی را مطرح نمایند. در نتیجه از نظر نگارنده، مدیران و دست اندر کاران ورزش نباید سیاسی و غیر ورزشی باشند، باید به اشخاص کاردان و با تجربه اجازه حضور داد و در آنان انگیزه های فراوان بوجود آورد تا بیشتر از این به ورزش کشور آسیب رسانده نشود. امروزه ما اگر بخواهیم با دنیا رقابت های جهانی و بین‌المللی داشته باشیم، و خود رامحک بزنیم ،با این سیاست های موجود، راه بجایی نخواهیم برد. نویسنده: انوشیروان شریف نیا مربی بین المللی والیبال