چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ماه

گلابی: به خاطر مشاوره های اشتباه مسیر زندگیم عوض شد

در ورزش به آن چیزی که لایقش بودم نرسیدم. این جمله را در مورد خیلی از ورزشکاران قدیم و جدید به کار برده ایم.

امروز این جمله را از زبان حسین گلابی قهرمان اسبق کشتی کشورمان بیان می کنیم. مردی که به قول خودش اگر چوب لای چرخش نمی گذاشتند امروز او را همانند خیلی از هم دوره ای هایش کنار تشک کشتی می دیدیم. شاید بهتر باشد خیلی از این اتفاقات را از زبان خود حسین گلابی بخوانیم... ابتدا باید تشکر کنم از خبرگزاری البرز ورزشی که همیشه پیگیر حال و احوال قهرمانان اسبق تیم های ملی بوده و هست . شما باعث می شوید نسل جوان هم بداند در گذشته چه افتخار آفرینان در ورزش بوده اند و به حقشان نرسیدند. من در سن ۱۶سالگی کشتی را زیر نظر شادروان حاج محمود معزی پور در باشگاه استقلال شروع کردم، تا اینکه در سن ۱۹سالگی در اولین حضورم در مسابقات قهرمانی کشور عنوان نخست را کسب کردم و موفق شدم در ۲۰سالگی به اردوی تیم ملی دعوت شوم. درمسابقات آسیایی تهران به مدال نقره رسیدم. سه بار هم در جام ۲۲بهمن نایب قهرمان شدم. در جام مدوید نایب قهرمان واقعی شدم که مالخاز مهرماش ویلی اول شد و من مدال نقره کسب کردم. متاسفانه مشاوره های اشتباه و به دنبال آن مهاجرتم به آمریکا باعث شدند مسیر قهرمانی من تغییر کند و وارد از متفاوتی شوم. البته مربیان تیم ملی آن زمان در حق من خیلی کم لطفی کردند. حسین گلابی افزود: نمی دانم چرا دوست نداشتند من در تیم ملی حضور داشته باشم .شاید اگر در آن زمان یک حامی داشتم که از حقم دفاع کند به این سر نوشت دچار نمی شدم ولی ایرادی ندارد شاید قسمت دوران قهرمانی من این چنین نوشته شده بود. من که از تمامی آنهایی که به من بد کردند گذشتم.امیدوارم خدا هم از تقصیرات آنها بگذرد. به هرحال امروز شما باعث شدید داغ دل من تازه شود. به هر روی دوران ورزشی به همان صورت پیش می‌رفت که تصمیم گرفتم اردوی تیم ملی را ترک کنم چون می دیدم که هیچ جایی در تیم ملی ندارم . با این ذهنیت ها جدایی من از کشتی قهرمانی کلید خورد و من بدون مدال جهانی رفتم آمریکا . بعد از بازگشت از آمریکا شروع به ادامه تحصیل در دانشگاه تهران کردم،و در مسابقات دانشجویان کشورهای اسلامی مدال طلا گرفتم و سپس با کشتی حرفه ای خداحافظی کردم. بعد از چند سال در رده سنی پیشکسوتان شرکت کردم و دو مدال طلا و یک برنز گرفتم، و بعد از آن به مدت ۷سال در کنار زنده یاد رضا قلیچ خانی در سالن شیرودی بودم که از خدا بی خبران که درستی و حقیقت ناراحتشان می کرد باعث رفتن من از شیرودی شد. روزگار غریبی است و از ورزش دور هستم و در حال حاضر به دور از کشتی در شمال کشور به پرورش گل می پردازم. گفت و گو از: احمد دباغ