چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ماه

لطیفه های مرد لبخندها

مرد لبخندها بازهم طنز می گوید؛ علی کفاشیان دونده ای که می توانست به دوومیدانی کمک شایانی بکند اما ناگهان این رشته را رها کرد و به فدراسیون پر سر و صدای فوتبال پیوست، در مصاحبه ای جالب اندر جالب گفت: من نه تنها در فوتبال بلکه از نفس کشیدن هم محروم هستم و خدا خیلی به من رحم کرد که محروم شدم (!)

نایب رئیس اول فدراسیون فوتبال روزی که بر این سمت تکیه زد برای خیلی ها این سوال را پیش آورد که با وجود اینهمه مردان و حتی بانوان تحصیلکرده فوتبالی چرا باید یک قهرمان دوومیدانی سکان ورزش پر سر و صدا را در اختیار بگیرد و هنوز هم این معما حل نشده محفلی که باعث شدند علی کفاشیان فوتبالی شود و بعد عده ای از رفقای دیگر وارد مستطیل سبز شوند و این بلاهای عجیب و غریب سر فوتبال ما بیاید، چه بوده است؟ آیا حامیان این مرد همیشه خندان و برخی دوستان امروز می توانند پاسخگوی حمایت های بی بدیل خود باشند؟ آقای کفاشیان هرچند مردی دوستداشتنی است اما وی و رفقا واقعا چکاری برای فوتبال کرده اند که امروز از کنار هزار و یک مکافاتی که دچار فوتبال ما شده یا لطیفه گویی می گذرند؟ وقتی مسئولیت پذیری در گرو مسوولان ما نباشد و حتی فرهنگ عذرخواهی را هم ندانند همه چیز سطحی و گذرا و لبخندکنان می گذرد(!) حکایت یحیی و فرهاد دوستی از یکی از شهرستان ها زنگ زد و گفت: اینهمه فرهاد مجیدی را نقد کرده اید و نقد شما هم مقبول و از سر دلسوزی بود، شما بر خلاف برخی ها فرهاد کشی نکرده اید اما لااقل هشدار داده اید و به یحیی گل محمدی هم تذکر بدهید تا شبیه فرهاد مجیدی نشود، چون ایشان هم کارهایی می کنند که معنی و مفهوم آن حاشیه است. یحیی در چند وقت اخیر تیم شهر خودرو را وسط های کار رها کرد و به پرسپولیس رفت، بعد از دربی مصاحبه هایی انجام داد که از وزن وی کاست و صحبت از استعفای شفاهی بعد از لیگ آسیا و... یحیی که مثل فرهاد مجیدی کم تجربه نیست حیف است که مربیانی چون وی بسوزند و ما هم می نویسیم آقا یحیی! نیمکت مربیگری را با وزن مربیگری پرسپولیس و شان معلمی تان ارزیابی کنید لطفا.