چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ماه

امان از خریدهای فله ای و میلیاردی

در رقابت مدیران باشگاهی برای خریدهای بنجل و فله ای،تنها دلالها در این آشفته بازار ‌به‌نان و نوایی رسیدند و البته کلاه گشادی به سر نمایندگان ایران در جام باشگاههای آسیا گذاشتند.

پرسپولیس و استقلال به عنوان دو رقیب دیرینه در مستطیل سبز،در هیاهوی نقل و انتقالات هم جدالی پایاپای داشتند و با شتابزدگی و ولخرجی بار دیگر پول بیت المال را به تاراج بردند. حاضری خوری ، صید دستمایه باشگاههای دیگر و خریدهای فله ای و بدون مطالعه از عمده اقدامات خام و نسنجیده مدیران آنها است. پرسپولیس در فصل گذشته براندائو،استوکس و اوساگونا را با حمایت دلالها و همراهی مدیرانش به ترکیب خود اضافه کرد و پولهای میلیاردی را هدر داد. در روزهای اخیر هم تیم یحیی ،دو بازیکن ارزشمند خود (مهدی ترابی و علیپور) را به دلیل بی کفایتی دست اندرکاران و عدم دقت در قراردادهای قبلی از دست داد. آنها از رفتن این دو بازیکن دیناری بدست نیاورده و چوب بی مبالاتی مدیران گذشته و حال راخوردند. صید شتابزده و گران بازیکنان نه چندان آماده ،سود چندانی نصیب باشگاه نکرد. علی شجاعی و آرمان رمضانی به گفته مدیر بدنسازی پرسپولیس در وضعیت مناسبی قرار ندارند. میلاد سرلک نیامده با مشکل سربازی مواجه شد. آل کثیر ،حامد لک و پهلوان هم با قراردادهای نجومی به قرمزها پیوستند. شاید آنها با قدری تامل و درایت و زمان شناسی می توانستند ترابی و علیپور را نگه دارند. استقلالی ها که بدون مربی و تمرینات تق ولق در تهران به دوحه سفر کردند،از نفرات جدید خود استفاده ای نمی برند. استفاده از نام استراماچونی و استعفای فرهاد مجیدی از درون به استقلال ضربه زد. آنها با رشید مظاهری قرار داد بستند که تراکتور را وادار به شکایت کرده است. قرارداد میلیاردی مرادمند هم حرف و حدیث بسیاری دارد. آبی ها با حضور چشمی،دانشگر ،غلامی ،یزدانی و طاهر خانی با تراکم بازیکن در پست مدافع میانی روبرو هستند. حضور مرادمند قطعا موضوع نیمکت نشینی و حواشی آن را در آینده بروز خواهد دادو از سوی دیگر باعث تضعیف شهرخودرو در جام باشگاهها شد. انتشار اخبار غیر واقعی از حضور استراماچونی در جام باشگاهها خیالبافی بود و انفجار بمب در بازار نقل و انتقالات هم برای دلخوشی هواداران در دستور کار قرار گرفت.مجموعه این اخبار جعلی از سوی دلالها و واسطه ها و تیم رسانه ای هدایت شد. سپاهان دیگر نماینده ایران هم لیگ برتر را با کارنامه ای ضعیف به پایان برد. کنار گذاشتن قلعه نوعی و سپردن سکان هدایت تیم سپاهان به محرم نوید کیا از جمله اقدامات مدیران آنها است که حالا با حضور ساکت چشم به فردای بهتر دارند. آنها همواره در نهایت سکوت و بی خبری پول کلان به پای بازیکنان می ریزند که البته این ولخرجی از پول بیت المال و دلارهای صنعتی است. دقیقا همانطورکه در ذوب آهن نمونه هایی بارز از دخالت دلالها را در آمد وشد بازیکنان و مربیان می بینیم. شاید بارزترین نمونه از این بی مبالاتی و ولخرجی را در به خدمت گرفتن لوکابوناچیچ در هفته های پایانی لیگ برتر دیدیم. شهر خودرو دیگر نماینده ایران هم با جدایی سرلک و مرادمند با تضعیف بنیه تیم در خطوط دفاع و هافبک مواجه شد.آنها به دلیل محرومیت فیفا نمی توانند از بازیکنان جدید خود در دوحه استفاده کنند. حضور مهدی رحمتی به عنوان سرمربی هم از نکات مهم در تصمیم گیری کلان باشگاهی در تیم مشهدی است. در باره عملکرد رحمتی و نوید کیا باید منتظر آینده بود. دادن فرصت برای بازسازی و سازماندهی تیم به این دو مربی جوان از اولویت های جدی است که در فوتبال ما بدرستی مورد توجه قرار نمی گیرد. حال و روز دیگر تیمهای باشگاهی در لیگ برتر هم خیلی مناسب نیست. نساجی با آن همه علاقه مند هنوز از نداشتن زمین چمن طبیعی رنج می برد. پیکان و سایپا در چنبره موضوعات مدیریتی گرفتارند وحاصل دسترنج و پرورش بازیکنان هم نصیب تیمهای دیگر نی شود. گل گهر با روی کار آمدن قلعه نوعی و با دست و دل بازی در صدد شکار بازیکنان است. نفت آبادان و نفت مسجد سلیمان هم حال و روز خوشی ندارند. فولاد با حفظ نکونام، به حمایت مدیران صنعتی و دست اندرکاران استان خوزستان چشم دوخته است. تراکتور سازی و ماشین سازی هم برای تقویت تیم خود به افکار زنوزی و پشتیبانی او دل بسته اند. رفتن حاج صفی و اخبار ضد و نقیض درباره جدایی احتمالی اسدی و دژاگه هم خیلی خوشایند نیست.مظاهری هم با فسخ‌قرارداد به استقلال ملحق شده است. از تیمهای تازه وارد هم اخبار نوید دهنده ای بدست نمی آید. با این اوضاع و احوال و حواشی فراوان پیرامون فوتبال باشگاهی نمی توان به آینده امیدوار بود. متاسفانه پول بی حساب و کتاب در این فوتبال هرینه می شود ،بی آنکه ثمرات و نتایج آن را در میادین بین المللی در تیمهای ملی و باشگاهی ببینیم.