چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ماه

پول است یا علف خرس؟!

خوابیم یا بیدار؟ داریم به این فکر می کنیم که در فوتبال ما چه می گذرد که همه چیز وارونه و عجیب به نظر می رسد، در شرایطی که مملکت دچار مشکلات اقتصادی کمر شکن شده است.

به جای توجه به معیشت مردم و رفع تنگناهای مالی اخبار عجیب و غریبی می شنویم که چند بازیکن با قراردادی ده میلیارد تومانی به عضویت باشگاه هایی در آمده اند که تا خرخره بدهکاری دارند؟ آیا وزارت ورزش و اصلا مجلس وارد این قضایا شده است؟ فوتبال ما اگر دولتی نباشد، می شد دندان روی جگر گذاشت، اما لااقل تا زمان واگذاری پرسپولیس و استقلال و باشگاه هایی که مستقیم و غیر مستقیم از بیت المال مصرف می کند جلوی این افراط و تفریط ها را بگیرند، ما با هزینه کردن ورزش قهرمانی مشکلی نداریم و حتی معتقدیم که بدون سرمایه گذاری نمی شود، اما کدام بازیکن ما ده میلیارد می ارزد، بازیکنانی که مقابل بحرین و اردن و عراق کم می آورند، آنقدر پرورده و حرفه ای نشده اند که آنها را به چشم رونالدو و... ببینم، واقعا این پولها خوردن ندارد و باید به شدت با آن مقابله کرد، هیچ اشکالی ندارد که با بازیکنان معمولی تر به میدان برویم، چون در نهایت ناگزیریم دست خالی بمانیم ولی منابع مالی را صرف سازندگی و امور پایه ای بکنم، جلوی هرج و مرج و سوء استفاده در فوتبال های پایه را بگیریم، حتم داریم که ظرف پروسه ای سه، چهار ساله با کشف استعدادهای راستین و بدون پارتی و واسطه بار دیگر در سطح اول قاره خواهیم درخشید. راست اندیشی و درستکاری توقع زیادی نیست که از عهده آن بر نیاییم. دهن کجی به فوتبال ملی این شفر مربی از کار افتاده آلمانی که سالها بود تاریخ مصرفش به پایان رسیده بود و ناگهان سر از فوتبال ایران درآورد مصاحبه پشت مصاحبه که اگر پول ندادند من فلان می کنم و بهمان اما چون قرارداد دارد باید طبق عرف دیپلماتیک و قوانین فیفا آن را حل کنیم و اجازه ندهیم اعتبار فوتبال ما به حراج گذاشته شود، این یک بخش از قضایای قرارداد این است که باید پول طرف را بدهیم یا اینکه به نحوی با وی مصالحه کنیم. اما بخش دیگر مربوط به دلالیسم ناپاکی است که به فوتبال ملی ما با آوردن اینگونه مربیان دهن کجی کرده اند، اینجا قانون باید وارد شود و دست و پای سوء استفاده گران را کوتاه کند. متاسفانه فوتبال ما بدجوری آلَت دست یک عده سوء استفاده چی و بدون تعصب ملی شده است و دیگر درنگ جایز نیست. بیم و امید در تاریکی تیم های ایرانی در حالی راهی جام قهرمانان آسیا شده اند که برخلاف ادوار پیشین هیچیک از تیمهای ما مربی خارجی ندارند و این فرصتی است برای مربیان ایرانی که خودشان را در عرصه قاره ای محک بزنند، آنها باید بدانند که در دوحه قطر چشمها و دوربین ها آنان و شاگردانشان را می پایند، پس باید مواظب رفتار خودشان باشند، واقعیت این است که ما در این سالها همیشه با بیم و امید فوتبالمان را بدرقه کرده ایم، این بار را چاره ای نداریم با همان نگاه مسبوق به سابقه در جست جوی روستایی در تاریکی های بیم و حواس باشیم، پس به امید موفقیت و از همه مهمتر داشتن رفتار درست و معتبر باشیم.