شنبه چهارم بهمن ماه

هویت کیلویی چند؟

والیبال امروزها با چند سوژه درگیر است. اول چالش انتخاب سرمربی تیم ملی، دوم لیگ برتر والیبال باشگاه های کشور، سوم حضور چندجوان با استعداد در قاره سبز و سرانجام غربت مردانی که موی خود را در آسیاب والیبال سپید کردند!

جمشید حمیدی یکم: محمد دورانی هم رفت، این کاروان منزل به منزل می رود و چه عجیب که بسیار غریبانه ره می پیماید. اواخر دهه 60 به اتفاق ناصرخان میرفخرایی و زنده یاد رضایی از مدیران باشگاه پرسپولیس به دیدار عبدالمنعم کمال رفته بودیم که نقره بازی های آسیایی 1958 را داشت و برای خود یلی بود، آن روز غربت را در تنهایی این مرد بزرگ والیبال به عینه دیده بودیم و امروز که مسوولان غریبه و غیرورزشی بر مسند امور ورزش ما تکیه زده اند، طبیعی است که حسن کرد، جهانگیر قوام، کمال پورهاشم و دکتر لیلا امامی و ... در گوشه عزلت قرار بگیرند و هیچ یک از نسل جوان آنان را نشناسند. پارسال و سال گذشته بود که یکی از ملی پوشان نسل جدید به ناظری که روزگاری از بزرگان و نامداران والیبال بود، گفت: عمو! شما کجای والیبال هستید و در این میان ما رسانه ای ها هم اصلا کاری به هویت و ریشه ها و غربت آدم ها نداریم، چون هویت کیلویی چند است؟!   جوان ها در راه میلاد دوم: بچه های جوان والیبال ایران در قاره سبز دست به توپشده اند و از قضا آغازی خوش را نوید می دهند. بردیا سعادت در تیم نیش  مقابل بوراد در لیگ صربستان 20 امتیاز گرفتند. کمیل اکبری در تیم کاسترلوی پرتقال برابر کالداس در قطر پاسور درخشید و گویا 16 امتیاز گرفته است. امیرحسین توخته هم در دقایق پایانی دیدار لوبلیانو – گراس یک استیک دیدنی زد و ورای همه این اتفاقات شیرین میلاد عبادی پور هم در مسابقه ایسکرا – زاکسا 17 امتیازی شد. میلاد چند سالی است که روی یک نوار ثابت در پلاس لیگا حرکت می کند و بدون فراز و فرود است. توصیه وی در گفت و گو با البرز ورزشی به همشهریانش این است: بدانند برای چه هدفی به اروپا آمده اند وگرنه دچار سردرگمی می شوند. میلاد یک حرفه ای تمام عیار است که بدون حاشیه به سوی والیبال مدرن خیز برداشته است. جوانهای ایران وی را سرمشق قرار بدهند.