پنجشنبه سی و یکم خرداد ماه
حرفی برای گفتن؛

مربی لیبرال یا مرد خشن؟!

فدراسیون جهانی والیبال مربیان و بازیکنان ترانسفر شده دنیا را دسته بندی کرده اند و بر حسب فعالتی که انجام داده و مسابقاتی را که پشت سر گذاشته اند دسته بندی کرده است که در این رده بندی آلکنو سرمربی تیم ملی والیبال ایران رتبه ششم را به خود اختصاص داده است آلکنو در زمان بازیگری مرتبه 596 بین المللی را داشته است.

فدراسیون جهانی والیبال مربیان و بازیکنان ترانسفر شده دنیا را دسته بندی کرده اند و بر حسب فعالتی که انجام داده و مسابقاتی را که پشت سر گذاشته اند دسته بندی کرده است که در این رده بندی آلکنو سرمربی تیم ملی والیبال ایران رتبه ششم را به خود اختصاص داده است آلکنو در زمان بازیگری مرتبه 596 بین المللی را داشته است.


وی دوبار در خارج از لیگ روسیه در تیم های تور فرانسه و لفسکی صوفیه بازی کرده بود در این رده بندی نام چند مربی مطرح دیگر هم آمده است که به طور مثال؛ لورنزو برناردی بیستمین بازیکن جهان از نظر رنکینگ بود اما در رتبه مربیگری 194 است یا کوواچ که جلوی نامش رقم 155 ثبت شده است او در زمان بازیگری رتبه 826 را داشته است که البته این امتیازات مربوط به دوران ترانسفری اش است.
درباره آلکنو این را یاد آور شویم که وی سوای توماس توتولو که یک تحلیل گر توانمند است آنالیزوری به نام ایمیتری سوسنین را هم کنار خود دارد و با اینکه اعلام شده که وی فقط با توتولو به ایران می آید اما برخی شنیده ها حاکی از آن است که گاسپادین سوسنین هم وارد گود شود. این در شرایطی است که هنوز عده ای باور نکرده اند که کار آلکنو با والیبال ما قطعی است و بهتر است که دنبال مربیان لیبرال نگردند شاید این مرد خشن بتواند نظم را بر والیبال ما حاکم سازد.

 
رطب خورده و منع رطب
در عالم عجیب و غریب والیبال ما که جنگ بقای عجیبی در گرفته است و رطب خورده های فراوان منع رطب می کنند برخی شنیده ها دود از کله آدمی برمی خیزانند( ! ) به طور مثال در جریان یکی از مسابقات لیگ یک کمک مربی تیمی با جمع کردن امضاء از بازیکنان مقدمات برکناری سرمربی را فراهم می سازد اینجا دیگر کسوت هم زایل می شود و حکایت اعرابی و مرد بادیه نشین و سوارکار پیش می آید که دیگر اعتماد و انصافی باقی نمی ماند.
بازی روزگار این روزها دست مدیران برخی از باشگاه ها هم می چرخد آدمهایی که مثل برخی افراد فدراسیون نشین نه والیبال را می شناسند و نه حرمت و کسوت بزرگترها و چنین می شود که دچار نفرینی ماندگار می شویم.


یادداشت: جمشید حمیدی