شنبه بیست و هفتم دی ماه

جوادی : اگر انتقاد می کنم دنبال پست و مقام نیستم

آقایان فکر می کنند در کشتی قحط الرجال است.

آقایان فکر می کنند در کشتی قحط الرجال است.
 
ابراهیم جوادی قهرمان جهان و المپیک، یکی از ماندگار ترین چهره های کشتی در سبک وزن است. خودش می گوید:
  فقط دوبار طی در کشتی های حساس دوران قهرمانی  به حریفان داخل و خارج باختم. 
بار اول در همین تهران به علی اصغر اسلامی  و بار دوم در المپیک مونیخ، برابر  حریف بلغاری بازنده ام کردند.‌

 از دوران نوجوانی تا به امروز عاشق کشتی بوده و همچنان به این ورزش ملی علاقه مند هستم. هرچند  همین کشتی، برادرم را از من گرفته،؛ خودم هم تا مرز شکستگی گردن پیش رفتم و اکنون از درد دست و پا و کمر شب ها خواب ندارم.
 ۱۷ سال داشتم و ۴۲ کیلو بودم. چندبار رفتم باشگاه اسم بنویسم اما خجالت می کشیدم،تا اینکه با یکی از دوستانم که درشت تر و بزرگتر از من بود رفتیم باشگاه. به این ترتیب من شدم شاگرد استاد خجسته پور و تا آخر دوره کشتی، به جز زمانی که در اردوی تیم ملی بودم زیر نظر ایشان تمرین می کردم. بعدها که این مربی بزرگ به تهران برگشت بازهم از کرج می آمدم تهران تا با مربی خودم تمرین کنم. خیلی زود پیشرفت کردم و به یکی از بهترین سبک وزن های کشتی تبدیل شدم اما وزنم پایین بود. آن سال ها کشتی از ۵۲ کیلو آغاز می شد و من حدود ۴۸ کیلو وزن داشتم تا اینکه فدراسیون جهانی وزن ۴۸ کیلو را هم به اوزان کشتی اضافه کرد. به این ترتیب دوره موفقیت من از ۲۶ سالگی آغاز شد. هر چند بعد ها به ۵۲ کیلو رفتم  و در این وزن هم مدال گرفتم.

چنین بود که سریال موفقیت های نابغه سبک وزن کشتی آزاد ایران آغاز شد. او علاوه بر اینکه در تمام تورنمنت ها  و مسابقات بزرگ آن روز از جمله جام تفلیس و دانکلوف رقبای ریز و درشت را چون برگ خزان فرو می افکند، رفته رفته اقتدار و نبوغ خود را سایر نامداران جهان دیکته می کرد. نخستین طلای جهانی را سال ۱۹۶۹ و میدان ماردل پلاتا آرژانتین به دست آورد. جوادی در آن میدان با نمایش عالی خود طلوع ستاره جدیدی در آسمان کشتی ایران و جهان را نوید داد.  سال بعد و در ادمونتون کانادا بار دیگر از سکوی نخست جهان بالا رفت و سومین طلای خود را در صوفیه بلغارستان، جایی که تمامی سبک وزن های جهان خصوصا قهرمانان بلوک شرق آن زمان شرکت داشتند گرفت. روس، بلغار، ژاپن و ترکیه در مقام قدرت های آن روز کشتی دنیا آمده بودند تا  نوار پیروزی های دلاور کشتی ایران را پاره کنند اما در برابر اقتدار دلاور کرجی راه به جایی نبردند.
 شهرت جوادی در دنیای کشتی چنان پیچیده بود که تمام مدعیان دنیا با شنیدن نام او تنها به خوب باختن برابر وی می اندیشیدند.

جوادی خاطرنشان می کند: بعد از المپیک مونیخ  یک وزن بالاتر رفتم از قضا همین بلغاری هم  که در المپیک  برابر او بازنده ام کرده بودند آمده بود وزن ۵۲ کیلو، در واقع همه مدعیان به رقابت های دانکلوف دعوت شده بودند. با وجودی که نخستین حضور من در یک وزن بالاتر بود،همه حریفان ازجمله همین نیکولوف بلغاری را در کشور خودش از دم تیغ گذراندم. واقعیت  این است که در طول دوران کشتی از همه مدعیان هم وزن خودم یک سر و گردن بالاتر بودم. سال بعد و رقابت های جهانی ۷۳ تهران باردیگر بر رقبای جهانی پیروز شدم و مدال طلا گرفتم.در آن مسابقات قهرمانان جهان و المپیک از جمله الله وردیف روس و تاکادای ژاپنی را شکست دادم. رفته رفته به دوران بازنشستگی نزدیک می شدم. ۳۰ سال داشتم و می خواستم در اوج از دنیای قهرمانی خداحافظی کنم. موضوع خدا حافظی من به گوش مسئولین وقت رسیده بود و آنها به من تاکید کردند فعلا کناره گیری نکنم چون سال بعد ایران میزبان بازی های آسیایی است و ما تیم اول را به این میدان خواهیم فرستاد. ‌‌پذیرفتم یک سال دیگر در میدان باشم.

من به اتفاق آقایان برزگر، فره وشی، نوایی، سوخته سرایی،خرمی، علیدوستی و بقیه در تهران ماندیم. دربازی های  آسیایی تهران که به واقع آخرین حضورمن  در میدان بزرگ رسمی بود با کسب مدال طلای وزن ۵۲ کیلوگرم رسما از دنیای قهرمانی خداحافظی کردم.

از این نابغه کشتی در رابطه با دلایل موفقیت و پیروزی هایش در کشتی می پرسم، پاسخ می دهد: تلاش و باز هم تلاش رمز موفقیت من بود. "نابرده رنج، گنج میسر نمی شود"‌آن زمان ما اصلا نمی دانستیم مکمل غذایی و دوپینگ چیست؟ با همین غذاهای معمولی اما سالم و زحمت بی حد و اندازه توانستیم از سکوهای جهان و المپیک بالا برویم. آخر هفته ها برنامه کوه داشتیم و در طول هفته تمرینات مرتب. سال ها در سرما و گرما از کرج تا تهران آمدم و رفتم برای اینکه می خواستم نفر اول باشم.‌ با مشکلات وسختی ها می ساختیم تا برای کشور و مملکت افتخار آفرینی کنیم. بگذریم از اینکه بعضی ها الان ما را قبول ندارند و خودشان را علامه دهر می دانند.
آنها می خواهند همه کارها را خودشان تجربه کنند و نسبت به تجربه پیشکسوتان و بزرگترها بی اعتنا هستند. هر رییس فدراسیونی که مصدر کار می شود می خواهد سلیقه ای کار کند. رسول خادم به کار شورایی اعتقاد داشت اما فدراسیون کنونی دوست ندارد از دیدگاه قدیمی ها استفاده کند.‌ حرف ما همواره این بود که رییس فدراسیون از جنس کشتی باشد اما متاسفانه فردی که از جنس کشتی است خیلی دوست ندارد بزرگان کشتی دور و بر او باشند.

 واقعا تعجب
 می کنم رییس فدراسیون بر چه اساسی تاکید می کند رییس یک فدراسیون دیگر، لیگ کشتی را ریاست کند؟ مگر در کشتی قحط الرجال است و یا کسی نمی تواند لیگ را سازماندهی کند؛ قبلا مگر مسابقات لیگ برگزار نمی شد؟ 

وی در همین رابطه ادامه می دهد: اینکه چه اصراری بود مسابقات لیگ را با آن سرعت برگزار کنند و این همه افراد به کرونا مبتلا شوند، نمی دانم.‌ 

دارنده ۵ مدال جهان و المپیک در رابطه با لزوم آمادگی و موفقیت کشتی در المپیک تصریح کرد: فرصت زیادی تا المپیک نداریم البته مربیان باید ابتدا برای کسب سهمیه های باقیمانده اقدام کنند و بعد هم برای موفقیت در المپیک تلاش مضاعف داشته باشند.‌ کسب مدال در المپیک آسان نیست اما کشتی ایران این قابلیت و توان را دارد که بتواند در توکیو نتیجه درخوری کسب کند.
دوستان توجه داشته باشند  نقد من به وضعیت موجود به خاطر آن نیست که دنبال حضور در فدراسیون یا انجام کار اجرایی باشم.‌ امثال ما نه توقع مالی از فدراسیون  داریم و نه دنبال جایگاهی در این مجموعه هستیم.بزرگترهای کشتی دوست دارند احترام و کسوت آنها رعایت شود و مسئولین فعلی بدانند که قهرمانان گذشته هم برای این مردم و این آب و خاک‌ افتخار آفریده اند.‌ دست های برزگر و موحد را ببینید آنها برای اینکه اقتدار و بزرگی این مردم را ثابت کنند تا پای جان باید برابر حریفان مبارزه کنند. من از ناحیه هردو زانو، گردن، کمر و دستانم درد 
می کشم زیرا یک عمر برای عظمت این مملکت در میادین مختلف مبارزه کردم. اگر می خواستم مال و منال جمع کنم بسیار بیشتر از آنچه که اکنون دارم جمع می کردم اما هیچ وقت به مسئولین گذشته و امروز رو نزدم چون اعتقاد داشتم یک قهرمان باید غرورش را حفظ کند. همه ما دوران اوج و افت داریم . هیچ کس برای همیشه رییس نخواهد مانده و این میز و دفتر به کسی وفا نکرده، آنچه باقی می ماند نام نیک و مرام و معرفت است.
نویسنده: احمد دباغ