پنجشنبه ششم مهر ماه

مختاری فر: دوستان با نگاهشان به من چوب می زدند/ تهرانی: پول خط بطلان بر همه چیز کشید

زمانیکه نام وی آورده می شد، بسیاری به پا خواسته و او را از پدیده های نادر فوتبال ایران می دانستند، سخن از جعفر مختاری فر است. هنر، تکنیک و سرعت فوتبال او در زمان خودش از نوادر بود.

جعفر مختاری فر در استقلال یک وزنه به شمار می آمد. خط حمله تیم استقلال با حضور او مانند آتشفشان عمل می کرد، اکنون از آن آوازه و از آن بازیکن هنرمند یک پیشکسوت آرام و گوشه گیر باقی نمانده است. جعفر مختاری فر به دفتر خبرگزاری البرز آمد. او با دوست دیرینه اش، با یار و یاور این روزهایش محسن تهرانی دروازه بان سابق فوتبال ایران به دفتر خبرگزاری البرز آمد. آرام وارد شد، آرام سخن گفت و با آنکه کم محلی را از همبازی های قدیمی اش و حتی باشگاه استقلال را به عنوان یک غم در دل دارد، اما باز حاضر نبود کسی را به چالش بکشاند. با او هم کلام شدیم که در این مسیر محسن تهرانی هم او را همراهی کرد.

 class=

در حال حاضر در چه شرایطی به سر می برید؟

فعلا بیکار هستم. از فوتبال نانی عایدمان نشد. مغازه ای داشتم که مجبور شدم آن را جمع کنم. نه خانه دارم، نه حقوقی به عنوان دریافتی دارم، نه زن دارم و نه بچه و ماشین.

با توجه به این مسائل کجا زندگی می کنید؟

نزد محسن تهرانی که پناهگاهی به من داده و با او همراه هستم. اگر تهرانی نبود نمی دانم اکنون باید در کجا به زندگی ادامه می دادم.

آیا باشگاه استقلال که شما روزگاری در آن تیم وزنه به حساب می آمدید از وضعیت شما با خبر است؟

فکر نکنم، اگر هم بدانند برایشان مهم نیست.

 class=

آیا تاکنون به باشگاه استقلال رفته اید؟

یکبار رفتم. به جز علی جباری هیچکس را به جا نیاوردم.

چرا اینگونه شده است؟

نمی دانم، اما فکر کنم چون بدون رو در بایستی حرف می زنم و یا نگاه کج به هیچ مسایلی ندارم باعث شده تا از من دور شوند.

از همبازی های قدیمی خود کسی سراغتان را نمی گیرد؟

چه بگویم... دل پر از دردی دارم. در ختم مرحوم ایرج دانایی فرد حضور پیدا کردم. همبازیها در آنجا بودند، با نگاهشان مرا چوب می زدند مثل غریبه ها با من برخورد داشتند. حتی به هنگام فوت مادرم حاضر نشدند به من تلفنی تسلیت بگویند. فقط علی جباری و مهدی کشاورز به مراسم ختم مادرم آمدند. آیا یک تسلیت خشک و خالی برای آنها هزینه ای در بر داشت؟

چرا با مسئولان باشگاه استقلال مشکلات خود را در میان نمی گذارید؟

تاثیری ندارد چون معرفت رنگ باخته است. اگر دوستانی مانند محسن تهرانی را نداشتم شاید الان زنده نبودم. بر اثر بدرفتاری ها چندین بار مُردم و زنده شدم.

آیا پیگیر فوتبال هستید؛ تفاوت فوتبال امروز و دیروز را چطور می بینید؟

عشق در فوتبال دیروز موج می زد اما امروز فوتبالمان مثل فوتبال دستی است! نه تاکتیک دارد، نه سرعت و نه برنامه...

چرا در کار مربیگری شرکت ندارید؟

باید تیمی باشد تا در آن فعالیت داشته باشم. در حالی که به علم روز فوتبال جهان آشنایی دارم اما به من تیم نمی دهند.

محسن تهرانی: معرفت مُرد

 class=

در میانه راه محسن تهرانی که در حال حاضر مختاری فرد را تحت پوشش خود قرار داده وارد بحث می شود و می گوید: معرف مُرد، رفاقت معنایی ندارد. یک ورزشگاه برای مختاری فر کف می زدند، اما حالا حتی کسی حال او را هم نمی پرسد. از روزی که پول در فوتبال حرف اول را زد همه چیز بر باد رفت. فساد این ورزش را فرا گرفت و همه چیز را آلوده کرد و این شد که دیگر هیچکس جعفر مختاری فر را نمی شناسد. چرا باید یک ملی پوش از دار دنیا فقط یک دفترچه بیمه که آنهم مال خودش نیست در جیب داشته باشد. آیا جعفر مختاری فر بازیکن تیم ملی و استقلال نبود. چرا باید با او مانند غریبه ها برخورد شود.

 class=

عذرخواهی می کنم که این حرف را می زنم، اما زمانیکه یک ورزشکار از این دنیا دستش کوتاه می شود، آقایان برای عکس گرفتن در ورزشگاه شیرودی حاضر می شوند، اما اکنون که جعفر مختاری فر به گردن فوتبال حق دارد، کسی حال و روز او را نمی پرسد. این رسم جوانمردی نیست.

گفت و گو از: اکبر عزیزی