دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ماه

از وفای هواداران سرخابی تا بی وفایی مدیران خاطی

اظهارات اخیر معاون ورزش در باره تشکیل پرونده بر علیه تنی چند از مدیران سابق استقلال و پرسپولیس در محاکم قضایی تاسف بار است،آنانکه قرار بود محرم و دلسوز هواداران باشند و مرهمی بر زخمهای کهنه آنها بگذارند،اما…!

سالیان متمادی است که از ضرورت نظارت و حسابرسی دقیق بر عملکرد مدیران دو باشگاه پرطرفدار کشور سخن می گوییم.
آنانکه در سرما و گرما یار و یاور تیم محبوبشان هستند و در پیروزی ها روحشان جلا می یابد و مشکلات و ناملایمات زندگی را فراموش می کنند و در شکست ها و ناکامی ها زانوی غم بغل می گیرند.
از دیر باز ،هر کس بر مصادر امور این دو تیم قرار گرفت وعده ای داد و هواداران را به فردای روشن نوید دهنده بود.
شوربختانه می گوئیم، وعده های مدیران گذشته عمدتا محقق نشد و فردای وعده داده شده ،ظلمت و تاریکی و کوهی از مشکلات به بار آورد.
در چهل سال گذشته مدیرانی که بر مناصب این باشگاه گمارده شدند،از دو جناح حاکم بر کشور و بر اساس مصلحت اندیشی ها و گرایش های گروهی و سیاسی بودند
محصول این تفکر غلط جابه جایی گسترده نفرات در پستهای مدیریتی و بی ثباتی در اداره دو باشگاه و ترویج ریخت و پاش مالی از جیب بیت المال بود.
در دهه های گذشته هیچگاه بر عملکرد مدیران سرخابی نظارت دقیقی صورت نگرفت و اصولا عزم و اراده ای برای حسابرسی وجود نداشت.
هرگاه اعتراض ها بالا گرفت و همکاران رسا نه ای بنا بر اقتضائات شغلی و وظایف مطبوعاتی موضوع یا پرونده ای خاص را هم منعکس کردند،پیگیریها به یکی دو نشست در کار گروه ورزش مجلس ،وزارت ورزش و سازمان بازرسی کل کشور و نهاد های نظارتی خلاصه و بعد از آن همه چیز به بوته فراموشی سپرده شد!
از همان روز نخست بر این باور بودیم که این دمل جرکین یک روز سر باز خواهد کرد و بوی مشمئز کنتده آن فراگیر خواهد شد.
آری آنانکه آمده بودند،تا خدماتی به هواداران دلسوز ارزانی دارند و اصطلاحا،"قاتق"نان آنها باشند در میدان عمل، "قاتل"جانشان شدند و به طور پیوسته ناکامی آفریدند!
در سالیان اخیر به قدری در باشگاه استقلال و پرسپولیس مشکلات جور واجور داشتیم که به جرات می توان گفت،هیچگاه حامیان آبی و قرمز آب خوش از گلویشان پایین نرفت و رنگ آرامش را ندیدند.
تلنبار شدن بدهی ها،صدور احکام متعدداز سوی فیفاو جرائم سنگین و محرومیت های پیاپی بر علیه دو باشگاه از یک سو و منازعات و درگیریهای مدیریتی هم از جانب دیگر بر دامنه مشکلات افزود.
متاسفانه وزارت ورزش هم در این سالها با یک جانبه گرایی وتصمیمات غلط خود ،بر دامنه منازعات و چالش ها اضافه کرد و به جای آنکه "یار "هواداران باشد ،"بار"آنها بود!
وعده های قدیمی و نخ نما شده واگذاری سهام دو باشگاه هم به قدری تکراری و ملال آور شده ،که تلاش روزهای اخیر سازمان خصوصی سازی را هم‌کسی باور نداردو…
حاصل این اقدامات رنج آور ،به تاراج دادن بیت المال و نادیده گرفتن حقوق مردم و علاقه مندان دو باشگاه بوده است.
تیتری که در طلیعه مطلب از آن استفاده کردم ،بر خاسته از اشعار زیبای یکی از همکاران رسانه ای بود که از آن وام گرفتم.
آری آنانکه در صندلی ریاست مردم را نامحرم دانستند و با بی کفایتی و ناکارآمدی به جایگاه و اعتبار ورزش این مرز و بوم لطمه زده و به جای مرهم گذاشتن بر آلام درونی هواداران ،زخمهای عمیق وارد کردند ،باید پای میز محاکمه و محاسبه بنشینند.
انتظار می رود این بار مسئولان قضایی با عزم جدی و اراده ای راسخ و البته با رعایت انصاف و عدالت به پرونده این دو باشگاه رسیدگی کرده و خاطیان را به مردم و جامعه ورزش معرفی کنند.

نویسنده: احمد میرزاییان