جمعه بیست و ششم شهریور ماه
الهلال حریف دندان گردی نبود؛

استقلال از نگاه غلط باشگاهداری ضربه خورد!

باخت استقلال متاثر از  نبود فاکتورهای موثر در نظام ‌نوین باشگاهداری و مدیریت آن و فقدان برنامه ریزی مناسب در مسابقات داخلی بود. پرسپولیس و تراکتور،  دو نماینده دیگر ایران هم با ابن نواقص و کاستی ها دست به گریبان بودند!

برای توفیق در یک رخداد بین المللی و ورزشی باید از تمام ارکان مدیریتی،  اجرایی،  پشتیبانی و فنی بهره کافی و وافی را برد.

این‌موضوعات کلیدی به مثابه یک زنجیره به هم‌ پیوسته عمل می کند.در این ‌پروسه چنانچه خللی در عملکرد هر حوزه به وجود بیاید قطعا باید شاهد  آسیب ها،شکست ها و ناکامی ها بود.

در مقاطعی که برد و باخت ها رخ می می نماید نباید یکطرفه به قاضی رفت و تنها به واکاوی  مباحث فنی اکتفا کرد.

در عقبه ی این شکست ها و باخت ها دلایل مهم و‌کلیدی هم‌وجود دارد که باید به دقت  آن را تحلیل کرد و زیر ذره بین برد.

این‌نگاه دقیقی نیست که در وقوع ناکامی ها تنها مجیدی ها، فیروز کریمی ها، گل محمدی ها  و...را متهم اصلی قلمداد کنیم و از فاکتورهای مهم مدیریتی  و اجرایی غافل باشیم.

باید ارکان و  نظام باشگاهداری را با اصول حرفه ای منطبق کرد و با یک اقدام ریشه ای کارها را پیش برد.

استقلال ساله ای متمادی است از ناکارآمدی  و ناهماهنگی عناصر حاضر در هیات‌مدیره و مدیرعاملی تیمش لطمه دیده است.

این‌ عناصرعمدتا سیاسی به جای آنکه کمک حال باشگاه و کادر فنی و بازیکنانشان باشند، عمده نیروی خود را مصروف جدل ها و مناقشه های داخلی در هیات مدیره کردند.

این نقصان تنها به استقلال مربوط نمی شود.

اوضاع به ریخته تراکتور و نارضایتی هواداران  تبریزی، شاهد و گواه خوبی است تا ببینیم در آستانه یک مسابقه مهم‌ تا چه اندازه به بیراهه رفته ایم.

یک تیم کامل از صف پرشورها خارج شده اند.

پرسپولیس سه عنصر کلیدی(کنعانی،نوراللهی و مغانلو) را از دست داده و‌پیش از سفر با استعفای مدیر عامل هم روبرو شده است.

استقلال که همیشه در چنبره مشکلات گرفتار بوده، چهره های شاخص خود را از دست داده است.

کوچ قائدی،ریگی،نادری، دیاباته،میلیچ و اسماعیلی در اوج رقابتها را چگونه می توان جبران کرد.تعطیلات لبگ باشگاهی هم‌مزید بر علت شد تا نماینده ایران در شرایط مسابقه نباشد.

نفرات جدید هم در حد و اندازه جدا شده ها نبودند.در چنین شرایط نابرابر  استقلال به مصاف الهلال رفت.

حریف یک‌ماه در اردو بود.

قبل از شروع لیگ باشگاهی عربستان، پریرا هافبک بازی ساز برزیلی و عضو باشگاه وست برومویچ انگلیس به خدمت گرفته شدند.

موسی مارگا و هم بازی طارمی در باشگاه پورتو هم جذب باشگاه شد.۷ بازیکن‌ملی پوش به همراه گومیس هم در اختیار کادر فنی بودند.

این تیم جدا از بازیهای تدارکاتی در اروپا، سه بازی هم در لیگ عربستان داشت و کاملا در شرایط مسابقه بود.

اما تیم‌متحول شده استقلال بدون دیدار تدارکاتی و در فصل تعطیلات باشگاهی ایران به میدان رفت. بنابراین در این جدال نابرابر چرا باید پیروزی و موفقیت را از بازیکنانمان مطالبه کنیم؟

وقتی که برنامه ریزان فوتبال ما در خواب هستندو در این سالها برای انطباق مسابقات داخلی با فیفاو ای اف سی چاره ای نمی اندیشند و همه چیز را به قضا و قدر می سپارند،از نمایندگانمان چه انتظار داریم که با دست بسته و تیمهایی تضعیف شده به جنگ‌رقبا بروند؟

تا‌ کی باید به تعصب و غیرت‌ بازیکنان‌دل سپرد و از اصول حرفه ای و برنامه ریزی مبتنی بر تفکر و تعقل غافل بود؟

در همین بازی شاهد بودیم‌که استقلالی ها با وجود آنکه  آماده و هماهنگ‌ هم نبود،چیزی از الهلال کم نداشتند.

پریرا و مارگا دو بازیکن جدید به خدمت گرفته شده، برد حریف را رقم زدند و ما با دست خود و بی مبالاتی مدیران باشگاه موجبات حذف تیم را فراهم‌ کردیم.

سرنوشت محتوم استقلال و شکست های تکراری در لیگ آسیایی را باید با نگاه دقیق به عملکرد گذشته و پایه گذاری مدیریت درست جبران کرد.باید به آزردگی هواداران و رنج بی شمار آنها پایان داد و با طراحی درست به آینده دل سپرد.

نویسنده: احمد‌ میرزاییان